به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






درس چهارم فلسفه

 

نخستین فلاسفه بزرگ

اغاز فلسفه

طبق نظر تاریخ نگاران فلسفه اولین تفکر بشر پیرامون هستی ابتدایی با باور های دینی همراه بوده است و به زبان رمزی بیان شده است  . سر چشمه ی اندیشه ی بشر پیرامون هستی را باید در پند های دینی مردم مشرق زمین جستجو کرد.

اما نخستین مجموعه ای که جنبه ی فلسفه داشت مربوط به یونان باستان است و به همین جهت یونان را مهد تفکر فلسفی می دانند .                             چرایونان رامهد تفکرمی نامند

1 .فلسفه وسعت یافت   

   2.زبان رمزوافسانه درتفسیرجهان به زبان تعقل تغییریافت

3-.مدارس فلسفی بنیان گزاری شد

4تعلیم واموزش فلسفه عمومیت یافت

زادگاه فلسفه یونان واقع در غرب اسیای صغیر (ترکیه ی کنونی ) که ایونیا  که نامیده می شد می باشد فلسفه شش قرن پیش از میلاد پایه گذاری شد.

اولین چیزی که ذهن دانشمندان قدیمی را به خود مشغول کرد تبعین عقلانی دگرگونی های بوده که در عالم طبیعت

رخ می داد مانند بهارو خزان  سرما و گرما  مرگ و زندگی

نتایج آرا متضاد جهان  شناسان باستان و مردم :

1_ایجاد نوعی تشویش و نگرانی در مردم ان روزگار

2_بذراعتمادی نسبت  به دانش و اندیشه  در ذهن ها پراکنده شد

حقایق نتایج سو فسطایان در جامعه :

1- منادی بی اعتباری علم و دانش

2- به جای شناخت صحیح از جهان (که ان را بیهوده می دانستند آموزش علم سیاست و فن سخنوری )

3- این شعبه که هیچ حقیقتی در جهان وجود ندارد و حق و باطل را نمی توان از هم جدا کرد در بین مردم رواج دادنند .

4- می گفتند سلیقه ی افراد معیار تشخیص حق از باطل است .

5- اعتقاد پرو تا گورس ازسوفسطائیان یونان باستان است قرن پنجم قبل ازمیلادی اولین کسی بودکه دربرابرتعلیم مزددریافت می کرد .

  • اعتقادات پرو تا گورس:

 1همه چیزنسبی وموقتی است.

 2حقیقت به معنای دانش پایداروثابت هرگزبه دست نمی آید.

 3-انسان معیارهمه چیزاست.

 4سه جنبه خصوصی وشخصی دارد

 5هرکس هرچه بپندارد و تخیل کند برای اوحقیقت دارد 

  • ·        اعتقادات گرگیاس :

اواصل شناخت راانکار  کرد و معتغد بود که:

اولا هیچ چیز وجود ندارد

ثانیا فرض وجود برای انسان شناختی نیست

ثالثا اگر شناختی هم باشد قابل تعلیم نیست

واین اعتقادات دقیقا نقطه ی مقابل اعتقادات پرو تا گورس است.

سوفسطایان با مغالطه کار خود مبانی علم وحقیقت را متزلزل ساختند و موجی از نا باوری و شکایاک در فضای فکری روزگار خویش منتشر ساخت.

نقش سقراط در احیای تفکر فلسفی یا اصیل

1- سقراط انسان ها را به تأمل و تفکردر نفس خویش دعوت می کرد تا در درون خود گوهر اللهی را کشف کنند.

2- شالوده ی تفکر فلسفی اصیل را استوار ساخت

3- توجه انسان ها را به قوه ی تعقل جهل کرد که به کمک آن می توان هم معرفت تعیینی را بدست اورد و فضایل اخلاقی  را کسب کرد و به خاطر همین دلایل سقراط بنیان گزار فلسفه دانستند.

سقراط را سخن گوی فلسفه دانستند  چون:

1- او در تعلیم حکمت شیوه ی پیامبر گونه داشت

2- خود را مامور خداوند میدانست که مردم بیدار کند و دامن اندیشه را از  الودگی و شک و تردیدپاک کند .

3-جو یندگی حقیقت خصوصیات ممتاز سقراط بود.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

فلسفه پیش

*درس اول*

1- فلسفه چه رابطه ای با علوم تجربی دارد؟

علوم تجربی بر اصول و پایه هایی استوار است  که عبارتند از :

واقعیت داشتن جهان ، قابل شناخت بودن ، اصل علیت،درستی روش تجربه و آزمایش و ...این اصول بوسیله فلسفه مورد بررسی قرار گرفته و اثبات شده و در اختیار علوم تجربی قرار می گیرند.

2- فلسفه چه رابطه ای با علوم انسانی دارد؟

هر یک از رشته های علوم انسانی متکی به یک بینش فلسفی است و دانشمندان علوم انسانی (روان شناسی،جامعه شناسی،سیاست،حقوق و ...)بسته به اینکه پیرو کدام مکتب فلسفی باشند نظریاتشان در رشته ی تحقیقی شان با دیگر دانشمندان همان رشته که پیرو مکاتب فلسفی دیگر هستند تفاوت اساسی دارد پس بر اساس دیدگاه های مختلف فلسفس مکاتب و روش های مختلفی در علوم انسانی پدید می اید.

3- مابعدالطبیعه را تعریف کنید؟

علم به احول موجودات از حیث وجود  و  فلسفه علم هستی شناسی است و بر این اعتبار به آن مابعدالطبیعه می گویند.

4- علوم مختلف و فلسفه هر کدام موجودات را چگونه بررسی می کنند؟

هر یک از علوم گوناگون به مطالعه ی چهره ای خاص از موجودات می پردازد.ریاضیات با کمیت و مقدار اشیاء سروکار دارد.فیزیک خواص ظاهری اشیاء مانند سردی و گرمی،حرکت سکون،جرم،نیرو،شتاب و...رامطالعه می کند.زمین شناسی با عوارض زمین و مواد تشکیل دهنده ی آن سروکار دارد،زیست شناسی حیات موجودات زنده را بررسی می کند و ...

5- موضوع فلسفه چیست؟

موضوع:وجود=مطلق وجود=وجود محض=بررسی جهان هستی از آن جهت که وجود دارد.

6- روش مابعدالطبیعه را توضیح داده و بنویسید چرا در فلسفه نمی توان از روش تجربه استفاده کرد؟

روش:مابعدالطبیعه وجود اشیاء را به کمک تبیین عقلانی یعنی به روش تعقلی می شناسد و با قدم عقل و برهان به پیش می رود.فلسفه به مطالعه ی عمق واقعیت اشیاء می پردازد. چنین تعمقی در اشیاء به روش تجربی و با اسباب و ابزار آزمایشگاهی مقدور نیست. زیرا این روش و ابزار تنها برای شناخت ظواهر و چهره های محسوس اشیاء به کار می آیند  نه  برای مطالعه در عمق و حقیقت نادیدنی آنها.

7- زبان مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟

مابعدالطبیعه مباحث خود را در ضمن  مفاهیمی چون وجوب و امکان ،علت و معلول،حادث و قدیم ،جوهر و عرض،وجود و ماهیت و ... تبیین می کند

8- هدف مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟

هدف:مباحث وجود نیز در فلسفه به قصد شناخت کل جهان هستی است. شناخت کل جهان هستی به عنوان یک مجموعه ی واحد.

9- در چه لحظاتی انسان وارد فطرت ثانی می شود؟

انسان وقتی در برابر عالم وجود دچار حیرت و شگفتی می شود وارد فطرت ثانی شده است.

10- فطرت اول و فطرت ثانی را با مثال توضیح دهید؟ 

فطرت اول همان حالت عادی و روزمره زندگی ماست.(تشکیل خانواده،تحصیلات دانشگاهی،و...)

فطرت ثانی:هنگامی که انسان درباره ی مسائل کلی جهان هستی  هدف زندگی و جایگاه انسان در جهان هستی به تفکر فرو می رود و برای پاسخ گویی به سوالات خود به فکر فرو می رود در فطرت ثانی قرار دارد.بشر ذاتا" متفکر است و تفکر همان فطرت ثانی اوست.

11- با توجه به آیات و روایات توضیح دهید که دین دارای ماهیت فلسفی است؟

هر جا که در قران و روایات مباحثی چون مبداء وجود،مراتب جهان هستی ،جایگاه انسان در جهان هستی و ...(مسائل مربوط به وجود شناسی)آمده است این مباحث مربوط به قلمرو فلسفه است پس بسیاری از آیات قران کریم و روایات ماهیت فلسفی دارند

12- سخن امام سجاد (ع) را درباره ی توحید بنویسید؟

امام سجاد (ع) درباره ی توحید فرموده اند:خداوند می دانست در آخرالزمان گروه هایی ژرف اندیش خواهند آمد.از این رو سوره ی توحید و آیات اول سوره ی حدید ( یعنی:هوالاولو الاخرو الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم) را فرستاد و هر کس سخنی غیر از آنان را بگوید هلاک شده است.

 

13- دو جبهه های مختلف را که در صدر اسلام در قبال مسائل عقلی پدید آمدند نام برده و عقاید هر کدام را بنویسید؟

در صدر اسلام در میان عامه (مسلمانان اهل سنت ) دو جبهه مختلف در قبال مسائل به وجود آمد: یکی جبهه ی نفی و تعطیل که پیشروان آن گروهی به نام اهل حدیث یا همان اشاعره و گروهی دیگر که به اصالت عقل معتقد بودند  به نام معتزله :

الف- اشاعره:

              1-به اهل حدیث مشهور بودند و هر گونه بحث و تفکر در پیرامون جهان هستی را ناروا می شمردند.

              2-معلوماتشان در حد نقل احادیث و خواندن ظاهر آیات بود.

              3-تفسیر و تحقیق درمورد مسائل مابعدالطبیعه و حتی تفسیر در آیات قران را ناروا می دانستند.

ب - معتزله:

            1-بحث عقلانی را جایز می شمردند حتی مسائلی از قرآن که با اعتقاد  آنها سازگار نبود را رد می کردند.

            2-این گروه به شیعه نزدیکتر بودند و از عقل فلسفی و استدلالی بهره مند بودند.

            3-بسیاری از مسائل وارد شده در قران را رد می کردند چون با عقل خود سازگار نمی دیدند.

14- اهل حدیث به پرسش کننده گان مسائل عقلی چه پاسخی می دادند؟

جمله ی را که ظاهرا" جمله ی شایعی بوده ، مطرح می کردند.

15- روش پیشوایان دین در برخورد با پرسش کنند گان مسائل عقلی چگونه بود؟

آنها هیچ سوالی را محکوم نمی کردند و بدعت نمی شمردند. مکرر از ائمه ی اطهار (ع) پرسش هایی شده است و آنان نه تنها به تعطیل تفکر امر ننموده اند بلکه پاسخ هایی در حد توان فکری پرسش کننده بیان نموده اند.

16- خاستگاه فلسفه اسلامی را باید در کجا جستجو کرد؟

خاستگاه فلسفه ی اسلامی را باید در متن و بطن خود اسلام جست و جو کرد نه در برخورد تاریخی اسلام با فلسفه های دیگر.

 

*درس دوم*

 

1- اوضاع فکری مسلمانان در دوران خلافت بنی امیه چگونه بود؟

دوران خلافت بنی امیه آمیخته با ظلم و سیاهی بود.در این دوره حکومت قومی و آداب جاهلیت تا حدی تجدید حیات یافت در نتیجه شرایط برای فعالیتهای فکری و فرهنگی به حال تعطیل در آمد و فرهنگ اسلامی دچار فترت و رکود شد.

2-اوضاع فرهنگی مسلمانان در دوران خلافت بنی عباس چگونه بود؟

خلافت بنی عباس نیز اگر چه با ظلم و ستم همراه بود اما از جنبه های علمی ،اوضاع را تا حدودی دگرگون کرد.

3- در دوران خلافت بنی عباس دو واقعه ی مهم رخ داد،آن دو را بنویسید؟

                                1- ایرانیان به دستگاه خلافت را یافتند.           2- بغداد مرکز خلافت اسلامی قرار گرفت.

این دو واقعه تاثیر عمیقی بر رشد فلسفه و علوم دیگر گذاشت.

4- ایرانیان پیش از اسلام چگونه با فرهنگ یونانی آشنا شدند؟

اندکی پیش از فتوحات مسلمانان ، انوشیروان ساسانی در خوزستان مدرسه ای تاسیس کرد و بسیاری از کتب سریانی ،هندی و یونانی را در آنجا گرد آورد.این مدرسه هفت تن از فلاسفه ی نو افلاطونی را که از آتن اخراج شده بودند را به استادی پذیرفت و به آنان اجازه داد که دانش خود را منتشر سازند.بدین ترتیب ایرانیان قبل از تسلط مسلمانان با فرهنگ یونانی آشنا شده بودند.

5- بیت الحکمه در چه شهری و توسط چه کسی تاسیس شد؟

 در شهر بغداد و توسط هارون .

6- بیت الحکمه در چه زمانی رونق یافت و چه تاثیری در فرهنگ مسلمانان داشت؟

بیت الحکمه در زمان مامون عباسی رونق زیادی یافت و در این بیت الحکمه تمام کتب علمی جهان ترجمه و تدریس می شد و کار مطالعه و تحقیق بالا گرفت.

7- اسکندر افرودیسی از شارحان ............. و ابن سینا اورا .............. نامید؟

حکمت ارسطویی- فاضل متاخرین .

 

8- ترجمه ی آثار فلاسفه ی یونانی به زبان عربی چه تاثیری در اندیشه ی مسلمانان بر جای نهاد؟

بدین ترتیب میراث فلاسفه ی یونان و آنچه از معارف ملل قدیم غرب آسیا در حوزه های اسکندریه و حران و غیر آنها تمرکز یافته بود ، در دسترس مسلمانان قرار گرفت. مسلمانان نیز پرورش یافته ی دینی بودند که از یک طرف عالی ترین معارف توحیدی و عمیق ترین دیدگاه ها رادر خصوص جهان هستی تعلیم می داد و از طرف دیگر راه را برای تحصیل علم و حکمت هموار کرده بود.

9- فلسفه ی اسلامی چگونه تاسیس شد؟

از طریق آثار ترجمه شده با حکمای یونان هم سخن شده و آرای آن ها را نقد کردند و نظام فلسفه نوینی را سامان دادند. نظام فلسفی ضمن برخورداری از آرای افلاطون و به خصوص ارسطو ، اندیشه های جدیدی را نیز در بر داشت  ، بدین ترتیب فلسفه ی اسلامی تاسیس شد.

10- فلسفه اسلامی در آغاز چه نامیده شد؟ چرا؟

 فلسفه مشاء←به جهت غلبه ی گرایش ارسطویی آن.

11- متفکران مسیحی درقرن هایی مختلف تحت های تاثیر چه کسانی قرار گرفتند؟

به تدریج از قرن دوازدهم آثار ابوعلی سینا ،ابن رشدبه زبان عربی  ترجمه شد و  آ لبرت کبیر، توماس آکوئینی ونا مداران دیگری بودند که برخی به شدت تحت تا ثیر قرار گرفتند.

12- متفکران مسیحی از چه زمانی تحت تاثیر  فلا سفه ی اسلامی قرار گرفتند؟

متفکران مسیحی طی قرن هایی متمادی تنها تاحدودیی با افکار افلاطون ونوافلاطونیان آشنایی داشتند اما این آشنایی ار قرن دوازدهم به بعد با ترجمه آثار دانشمندان مسلمان شدت گرفت .

13- ترجمه ی آثار فلاسفه ی اسلامی به زبان لاتین چه تاثیری در تفکر مغرب زمین داشت ؟

آنان از طریق آثار فلاسفه اسلامی علاوه برکسب شناخت گسترده تر از اندیشه هایی ارسطو با ابتکارات فیلسوفان اسلامی که در راه سازگار کردن اعتقاد ات دینی بااستدلال های عقلی گام های بلندی برداشته بودند.

14- اندیشه ی فیلسوفان مسلمان چگونه در رشد وبا لندگی فلسفه ی مغرب زمین  موثر واقع شد؟

با ترجمه آثار علمی و فلسفی دانشمندان مسلمان به زبان لاتین

15- چه عاملی سبب شد که از قرن سیزدهم به بعد عنصری به نام عقل بر فرهنگ مسیحی تاثیر گذارد؟

از قرن 13 به بعد با ترجمه آثار فلاسفه اسلامی غربیان با اعتقادات دینی همراه با استدلال عقلی آشنا شدند و عنصر  درخشان عقل که در فلسفه ی اسلامی جایگاهی خاص داشت بر فرهنگ مسیحی تاثیر آشکار به جا نهاد.

16- ابن سینا و ابن رشد چه تاثیری در تفکر مغرب زمین داشتند؟

تاثیر عقلانیت ابن سینا و ابن رشد در فرهنگ غرب به حدی است که مورخان فلسفه اصالت عقل اروپاییان را در عصر جدید تا حد زیادی متاثر از فلسفه ی اسلامی می دانند.

17- متفکران معروف دانشگاه پاریس و دانشگاه آکسفورد را نام برده و بنویسید تحت تاثیر چه کسانی قرار گرفته بودند؟

دانشگاه پاریس: آلبرت کبیر ،توماس آکوئینی،تحت تاثیر ابن سینا

دانشگاه آکسفورد:راجر بیکن ،بیکن از نظر فلسفی تحت تاثیر ابن سینا و از نظر علمی تحت تاثیر ابن هیثم فیزیک دان بزرگ اسلامی قرار داشت.

18- به نظر مورخین فلسفه،اصالت عقل اروپائیان در عصر جدید متاثر از کدام فلسفه است؟

اصالت عقل اروپائیان تا حد زیادی تحت تاثیر فلسفه ی اسلامی است.

19- نام بزرگترین دایره المعارف فارسی چیست؟

دره التاج،از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی و قطب الدین شیرازی است،در قرن هفتم.

20- کتاب ( محاکمات ) از کیست و موضوع آن چیست؟

 قطب الدین رازی

 (ارزیابی شرح های خواجه نصیر و فخر رازی بر اشارات)

 

*درس سوم*

 

1- الف:اصل واقعیت مستقل از ذهن را توضیح دهید؟

اصل واقعیت مستقل از ذهن:در گذشته بسیاری از سوفسطائیان بر این اعتقاد بودند که در عالم  خارج از ذهن هیچ واقعیتی وجود ندارد و انسان خیال می کند در عالم خارج از ذهنش واقعیت ها وجود دارند. بنابراین فیلسوفان در ابتدای مباحث مربوط به وجود موظف بودند واقعیت ها را مستقل از ذهن آدمی ثابت کنند تا بتوانند وجود آنها را بررسی کنند.

ب:نخستین و مهم ترین اصلی که می تواند مبداء تحقیق فلسفی قرار گیرد چیست،آن را توضیح دهید؟

اصل واقعیت مستقل از ادراک آدمی است. این اصل یقینی که ذهن بشر از قبول آن ابایی ندارد،مرز جدایی فلسفه از سفسطه است،با این تفاوت که سوفسطایی نیز در عمق ذهن و ادراک خویش بر این اصل معترف است و تنها در مقام بحث یا تاملات سطحی آن را انکار می کند.

2- مغایرت وجود و ماهیت را با مثال توضیح دهید؟

انسان هر واقعیتی را تصور کند متوجه می شود که برای آن واقعیت دو مفهوم قابل بررسی است که مفهوم «وجود» و مفهوم«ماهیت»

مثلا":مفهوم ستاره که وجود بر آن حمل می شود.

ستاره     وجود      دارد          .ستاره:موضوع     وجود:محمول       دارد:نسبت حکمیه

اگر تمام واقعیت های جهان موضوع چنین قضیه ای قرار گیرند می توان وجود را به عنوان محمول به آنها حمل کنیم ولی حقیقت آن است که به کلیه مفاهیم جهان ،  وجود و ماهیت اطلاق می شوداما مفهوم وجود در عالم غیر از مفهوم ماهیت است ولی در عالم خارج در اشیاء مختلف با هم یکی می شوند.

3- ماهیت را تعریف کنید؟

 ماهیت هر شئ عبارت است از چیستی آن شئ.

4- یک دلیل در اثبات مغایرت وجود و ماهیت بنویسید و آن را با یک مثال توضیح دهید؟

دلیل:مفهوم وجود غیر از مفهوم ماهیت است چون اگر ماهیت و وجود در واقعیت های جهان یکی بود با اثبات یا تصور ماهیت یک چیز وجودش ثابت می شد،در صورتی که در بسیاری از موارد چنین نیست. مثلا" ققنوس یا هیولا یا دیو ، هرکسی در ذهن خود ماهیتی دقیق برای آنها تصور می کند ولی حقیقت این است که با تصور ماهیت یک شئ وجود آن ثابت نمی شود. این بحث در فلسفه با عنوان مغایرت وجود با ماهیت یا زیادت وجود بر ماهیت در ذهن ،یکی از اصول حکماست.

5- الف:مواد قضایا(وجوب ،امکان و امتناع)را با مثال بنویسید؟

در هر قضیه که محمولی به موضوع نسبت داده می شود بین موضوع و محمول سه گونه رابطه برقرار است:

           1-یا نسبت دادن محمول به موضوع واجب است که رابطه این موضوع و محمول را وجوبی می نامند.

           2- و یا نسبت دادن محمول به موضوع به نحو مثبت و هم منفی قابل تصور است که رابطه را امکانی می خوانند.

           3- و یا نسبت دادن محمول به موضوع محال است که این رابطه را امتناعی می نامند.

مثال:

 مجموع زوایای مثلث 180درجه است. ←رابطه ی وجوبی

      موضوع             محمول

در یک شکل هندسی کثیرالضلاع 10 زاویه ی قائمه وجود دارد.←رابطه ی امکانی

             موضوع                        محمول

مجموع زوایای یک مثلث 270 درجه است.←رابطه ی امتناعی

        موضوع                    محمول

ب:رابطه امتناعی را از نظر منطقیین با مثال توضیح دهید؟

            1 - عقل همواره از قبول این رابطه امتناع می ورزد. - امکان ندارد بین موضوع و محمول رابطه برقرار شود

6- مواد ثلاث (وجوب ،امکان و امتناع ) را از نظر حکما با مثال توضیح دید؟

اگر محمول قضیه ای وجود قرار گیرد برای نوشتن قضیه آن سه حالت قابل تصور است:

          1- رابطه بین موضوع و محمول وجوبی است و موضوع ضرورتا" وجود دارد. مانند خداوند وجود دارد.← واجب الوجود    مانند ذات خدا

          2- رابطه ی بین موضوع و محمول امکانی است و موضوع هم می تواند وجود داشته باشد و هم نباشد.←ممکن الوجود   مانند همه موجودات غیر از ذات خدا

          3- رابطه ی بین موضوع و محمول امتناعی است و وجود موضوع محال است. مانند شریک خدا وجود دارد.← ممتنع الوجود   مانند شریک خدا

 

 *درس چهارم*

1- رابطه بعد از وجود را با مثال توضیح دهید؟

رابطه بعد از وجود:این رابطه بعد از وجود اجزا یا طرفین رابطه فرع بر وجوب رابطه ایجاد می شود و همیشه رابطه فرع بر وجود رابطه و قائم به دو طرف رابطه است.مانند:قانون نظم ،که تا اجزاء مجموعه نباشد رابطه نظم ایجاد نمی شود.هم چنین رابطه متعادل ، اتکاء ، جاذبه و...

2-الف:رابطه در خود وجود  یا حین وجود  را توضیح دهید؟

این رابطه درست در حین بوجود آمدن دو طرف رابطه بین آنها برقرار می شود مانند:قانون علیت که درست در همان لحظه که علت به معلول وجود می بخشد این قانون بین آنها حاکم است.

ب:علیت چگونه رابطه ای است؟توضیح دهید؟

              1-کهن ترین مسئله فلسفه است.

              2-مهم ترین عاملی که انسان را در تفکر می اندازد.

              3-تمام هستی معلول با همین رابطه و قانون تحقق می یابد.

              4-در این رابطه وجود داد و ستد می شود.

3- علت را تعریف کنید؟«علت آن چیزی است که معلول در هستی خود به آن نیاز مند است»

4-نظریه مقابل علیت چه نام دارد و چرا از نظر عقل قابل قبول نیست؟

صدفه یا تصادف درست نقطه مقابل اصل علیت است یعنی:

      1-بوجود آمدن معلول بدون علت خاص.                                         2-هیچ نظم و قاعده ای در جهان نیست.

      3-هیچ شرطی در عالم نیست یعنی هیچ چیز شرط چیز دیگر نیست.      4-قبول صدفه یعنی خط بطلان بر تمامی علوم و دانش ها.

      5-قبول صدفه یعنی شکاکیت و سوفسطایی گری است.

5-ملاک نیازمندی معلول به علت به چه معنی است؟

چون در فلسفه بحث از کل جهان هستی است در این مبحث هم وقتی از معلول نام برده می شود منظور کل جهان هستی است.(تمام جهان هستی اعم از ماده و غیر ماده به عنوان یک مجموعه واحد). و سوال این است  که جهان هستی به عنوان یک معلول به چه دلیل به علت نیازمند است ؟

6-حادث و قدیم در عرف ولغت و اصطلاح به چه معنی است؟

حادث در لغت و عرف به معنی «نو» و قدیم به معنی «کهنه» است.ولی معنای حادث و قدیم در اصطلاح فلسفه و کلام با معنای اصلی آنها تفاوت دارد.مقصود فلاسفه از حادث بودن و نو بودن یک چیزی آن است که آن چیز بیش از آنکه آن چیز موجود باشد نابود بوده است یعنی اول نبوده و بعد موجود شده است.مقصود ایشان از قدیم بودن هم این است که آن چیز همیشه بوده و هیچ زمانی نبوده است که موجود نباشد.

7-فلاسفه حادث و قدیم را چگونه تعریف می کنند؟

حادث:به موجودی می گویند که در سابقه او عدم و نیستی پیدا شود.

قدیم:موجودی که همیشه بوده باشد و هیچ گاه مسبوق عدم نباشد.( یعنی در سابقه او نیستی نباشد)

8-الف:ملاک نیازمندی معلول به علت از نظر متکلمین چیست؟توضیح دهید؟

از نظر متکلمین جهان حادث است و همین حادث بودن ملاک نیازمندی آن است (نظریه ی حدوث)

ب:متکلمین چه چیز را قدیم و چه چیز را حادث می دانند؟استدلال آنها را در این مورد بنویسید؟

متکلمان اسلامی معتقدند که فقط خداوند قدیم است و هر چه غیر از خداست (که «جهان» یا «ماسوی» نامیده می شود)اعم از مجرد و مادی همه حادث اند.

9-ملاک نیاز مندی معلول به علت از نظر فلاسفه چیست توضیح دهید؟

ملاک نیازمندی معلول به علت:قول فلاسفه←جهان قدیم است و ملاک نیازمندی آن به علت در ذات آن نهفته است و جهان ذاتا ممکن الوجود است و نسبت به وجود و عدم مساوی است و باید علتی باشد تا آنرا از حالت عدم خارج بوجود بیاورد.(امکان ذاتی)

ب:نظریه امکان ذاتی را توضیح دهید؟

فلاسفه در باب ملاک نیاز مندی جهان به علت هم معتقدند برای اثبات معلولیت عالم لازم نیست به گذشته جهان رجوع کنیم ببینیم زمانی بوده که نبوده است             جهان هستی صرف نظر از گذشته و حال و آینده اش ذاتا ممکن الوجود است و شئ ممکن الوجود ذاتا به علت نیازمند است(چه حادث باشد چه قدیم)این نظریه به امکان ذاتی معروف است.

10-علت تام و علت ناقصه را با مثال توضیح دهید؟

الف:علت تام:

              1- به مجموعه ی تمام علتهای ناقصه ای که گرد هم جمع می آیند تا یک معلول را به وجود آورند می گویند.

              2-هم شرط لازم برای تحقق معلول است.

              3-علت وجود دهنده وهستی بخش معلول است.

ب:علت ناقصه:

             1-به هر یک ازعلت های مختلف که در به وجود آمدن یک معلول دخالت دارد علت ناقصه می گویند.

             2-فقط شرط لازم برای تحقق معلول است وشرط کافی نیست.

             3- به وجود آمدن معلول به نحوی آن وابسته است ولی به تنهایی برای تحقق معلول کافی نیست.

11-  الف:اصل وجوب علّی و معلولی را توضیح دهید؟

اصل ضرورت علّی و معلولی:علت تام علاوه بر اینکه به معلول وجود می بخشد ضرورت بخش آن نیزهست.

ب:قاعده ی «الشئ مالم یجد لم یوجد» را در نظر حکما توضیح دهید؟

حکما میگویند«الشئ مالم یجب لم یوجد» یعنی هر چیزی تا وجودش به مرحله وجوب وضرورت نرسد موجود نمی گردد پس هرچیزی که موجود شده و می شود به حکم ضرورت و وجوب در یک نظام قطعی و تخلف ناپذیرموجود می گردد.

ج:از نظر حکما چرا وجوب مقدم بر وجود است؟

در یک تحلیل عقلی ‍‍‍‍‍«وجوب و ضرورت» مقدم بر وجود است ونه تنها علت به معلول وجود می بخشد بلکه مقدم بر ایجاد معلول ، بدان وجوب عطا می کند.مطابق این اصل نظام عالم هستی نظامی وجوبی و قطعی است.

12-سنخیت علت و معلول را با مثال توضیح دهید؟

            هر معلولی تنها از علتی فراهم می آید که از سنخ و خانواده خودش باشد

13-در پرتو اصل سنخیت جهان در اندیشه ما چگونه است؟

در پرتو این اصل نظام جهان انتظام می یابد و در اندیشه ی ما به صورت دستگاهی منظم و مرتب در می آید که هر جزء آن

جایگاه به خصوصی دارد و هیچ جزئی ممکن نیست در جای جزء دیگر قرار گیرد.

14- چرا اصل سنخیت لازمه اصل علیت است؟

چه فرض کنیم معلول بدون علیت بوجود آید و چه فرض کنیم معلول بدون سنخیت با معلول خودش از هر علتی فراهم آید در هر دو صورت در دام صدفه گرفتار خواهیم شد

در حقیقت همان گونه که وجوب و معلولی از لوازم اصل علیت و انکار آن هم چون انکار اصل علیت است قبول سنخیت علت و معلول نیز لازمه ی قبول اصل علیت است و هر گاه بخواهیم به درستی معنای اصل علیت را در یابیم باید به اصل سنخیت علت و معلول پی ببریم.

15-چه کسانی در ابطال تسلسل علل نا متناهی برهان اقامه کرده اند وبنویسید این برهان در چه مبحثی کاربرد دارد؟

حکایی نظیر فارابی ، ابن سینا ، خواجه نصیر الدین طوسی ، میرداماد و... هر یک برهانی بر بطلان تسلسل علل اقامه کرده اند.این براهین در مبحث خداشناسی فلسفی کاربرد زیادی دارند و گاهی خود برای اثبات وجود خدا به کار می روند.

16- در برهان فارابی بر امتناع تسلسل علل از چه اصلی استفاده شده و این اصل بیانگر چیست؟

در این برهان از اصل «تقدم علت بر معلول» استفاده شده است این اصل بیان می کند که علت بر معلول خود تقدم وجود دارد و معلول در مرحله و مرتبه بعد از علت قرار گرفته است یعنی وجود معلول مشروط به وجود علت است در صورتی که وجود علت مشروط به وجود معلول نیست.

17- برهان فارابی بر امتناع تسلسل علل را با مثال توضیح دهید؟

اگر سلسله ای نا متناهی از علت ها و معلول ها را در نظر آوریم چون همه افراد این سلسله خود معلول علت بالاتر از خود هستند در نتیجه وجود هر کدام مشروط به وجود به دیگری است که وجود آن دیگری هم به نوبه ی خود مشروط به دیگری است بدین ترتیب این سلسله علت های مشروط هرگز تحقق پیدا نخواهند کرد ، حال آن اگر سلسله بوجود امده باشد ، عقل گواهی می دهد که یک علت نا مشروط ( علت العلل) به عنوان سر سلسله بوده است .مثال:یک گروه نظامی که قصد حمله به دشمن را دارد( مراجعه شود به کتاب صفحه 36 پاراگراف اول ) .

18- برهان وجوب و امکان (برهان سینوی) را بنویسید؟

به هر موجودی در جهان هستی که اشاره کنیم یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود اگر واجب الوجود باشد مدعای ما برای داشتن یک واجب الوجود در جهان ثابت است و اگر ممکن الوجود باشد نیازمند یک علت است و اگر به سراغ علت آن برویم آن علت هم واجب الوجود یا ممکن الوجود ، در این صورت این سلسله ممکن الوجود ها لا محاله به یک واجب الوجود ختم شود و گرنه هرگز تحقق پیدا نخواهد کرد.

19-چرا ابن سینا برهان خود را بهترین برهان در اثبات وجود خدا می داند؟

زیرا در این برهان تنها یک محاسبه ی عقلی ما را به نتیجه می رساند.

20-ابن سینا در برهان سینوی چهار اصل کلی را مسلم فرض نموده ، آنها را نام ببرید؟

 اصولی که برهان سینوی بر آنها استوار است:

             1-در جهان موجودات وجود دارند.

             2-موجود یا ممکن الوجود است با واجب الوجود.

             3 -ممکن تا زمانی که وجوب پیدا نکند بوجود نمی آید.

             4-تسلسل علل نا متناهی محال است.

21-از سه«اصل علیت»«اصل ضرورت علی و معلولی»«اصل سنخیت»به ترتیب چه نتایجی استخراج می شود؟

            1-ارتباط و پیوستگی موجودات جهان←اصل علیت.

            2-تخلف نا پذیری نظام هستی←ضرورت علی و معلول.

            3-نظام معین هستی←اصل سنخیت.

22-فلسفه چگونه می تواند مبنای شناخت تجربی قرار گیرد؟با مثال توضیح دهید؟

کار فلسفه در ارتباط با علوم تجربی:

فلسفه با تبیین قانون علیت سه ثمره برای علوم تجربی داسته است:

             1-اثبات رشته های اتصال میان پدیده های جهان.

             2-فراهم آوردن مقدمات برای شناخت یقینی قوانین.

             3-تحکیم پایه های آزمایش های تجربی به عنوان روش تحقیق.

و علوم تجربی با این سه ثمره می تواند به شناخت دست پیدا کند

23-کلیت و ضرورت قوانین علمی را باید در کجا جست و جو کرد؟

کلیت و ضرورت در قوانین علوم تجربی به وسیله اصول اثبات شده بوسیله فلسفه است(علیت و ...)  فلسفه درباره اصول کلی علوم تجربی می کند و پس از کسب اطمینان از صحت آنها ، آنها را در اختیار دانشمندان علوم تجربی قرار می دهد تا آنها بتوانند با استفاده از آنها به تحقیق علمی بپردازند.

24-نتیجه ی یک تجربه علمی در چه صورتی می تواند تعمیم یافته به صورت یک قانون علمی در آید؟(جواز تعمیم در علوم تجربی چیست؟)

علوم تجربی وابسته به آزمایش و در آزمایشات علوم مختلف تجربی  نتیجه همان آزمایش برای همان مورد قابل قبول است و به موارد مشابه سرا یت نمی کند حتی اگر تعداد آزمایشات زیاد می شود باز هم نتیجه برای همان موارد محدود خواهد بود ولی در قوانین تجربی ما با یک کلیت سر و کار داریم و قوانین علمی همیشه بیانگر قانون کلی و ضروری است و نتیجه آزمایش به موارد آزمایش نشده تعمیم می شود.

جواز تعمیم موارد جزیی آزمایش شده به کل افراد آن مجموعه بواسطه اصول اثبات شده در فلسفه است این اصول عبارتند:اصل علیت ، یکنواخت عمل طبیعت و...

 25-مراتب هستی در نظام هستی را از نظر حکمای مشاء توضیح دهید؟

فلسفه مشاء ثابت می کند بین خداوند و جهان ماده فرشتگان بی شماری هستند  ، در ده مرتبه که به عقول ده گانه مشهور هستند (عقول عشره) این عقول هم واسطه فیض آفرینش از خداوند جهان ماده هستند و هم واسطه تکامل و رسیدن انسان به خداوند هستند در حقیقت خداوند هم علت العلل همه موجودات است و هم غایت و هدف تکامل همه موجودات و این دو کار بواسطه عقول عشره صورت می پذیرد.

*درس پنجم*

 

1-از نظر فارابی هدف اصلی از اجتماع و گرد آمدن مردم در یک سرزمین چیست؟(رابطه سعادت و مدینه)

رسانیدن افراد جامعه به سعادت است

2-مدینه فاضله را از نظر فارابی تعریف کنید؟

 بهترین مدینه ها ، مدینه ای که مردم آن به اموری مشغول و به فضایلی آراسته اند که در نهایت آن مدینه را به سوی سعادت رهنمون می سازد فارابی چنین مدینه ای را مدینه فاضله می نامد.

3-فارابی چگونه مدینه فاضله را به بدن انسان سالم تشبیه می کند؟توضیح دهید؟

بدنی که سالم و استوار است و همه ی اعضای آن برای حفظ حیات و تندرستی و رشد آدمی وظایف خود را به نحو احسن انجام می دهند.

4-الف.دیدگاه فارابی درباره ی مدینه ی فاضله چه رابطه ای با مبانی ما بعد الطبیعه او دارد؟

دیدگاه فارابی درباره مدینه فاضله در مبانی مابعدالطبیعه او الهام گرفته است.

5-از نظر فارابی زعیم مدینه فاضله باید دارای چه ویژگی های باشد و چه کسانی می توانند این ریاست را به عهده بگیرند؟

1-باید به اعلا درجه سعادت رسیده باشد (اتصال به عقل فعال یا جبرئیل)

2-باید به عالی ترین درجه تعقل و تفکردر احکام دینی رسیده باشد تا بتواند مصالح مردم وشرایع و احکام را دریافت و به مردم منتقل کند.

3-باید تمام امکانات یک رهبر کامل را داشته باشد (دارای روحی بلند و سرشتی عالی باشد)

به عقیده فارابی رئیس مدینه فاضله باید پیامبر خدا باشد.

6-از نظر فارابی حقیقت سیاست چیست؟

سیاست فعل و تدبیر رئیس مدینه فاضله است بر اساس تعالیم دین که در نهایت تمام افراد مدینه را به سعادت می رساند.

7-سیاست از نظر فارابی چه تفاوتی با سیاست به معنای متداول آن دارد؟

سیاست از نظر فارابی با سعادت همراه است (سعادت رکن جدایی ناپذیر آن است).

8-فارابی مدینه جاهله را چگونه توصیف می کند؟

مردمش سعادت را نشناخته وبه سوی آن نمی روند و تمام خیرات را در سلامت جسم و بدست آوردن لذت ها می دانند.

9-چرا فارابی را به معلم ثانی لقب داده اند؟

او فلسفه یونان را با تعالیم اسلام در هم آمیخت و فلسفه جدیدی را به نام فلسفه اسلامی را بنیان نهاد (چون او موسس فلسفه اسلامی یا فلسفه نبوی است).

 

*درس ششم*

1-ابن سینا طبیعت را به چند معنی به کار می برد؟

طبیعت مرتبه ای از هستی است که رو به سوی مقصدی خاص در حرکت است.

2-از نظر ابن سینا عالم طبیعت چیست؟توضیح دهید؟

طبیعت مرتبه ای از عالم هستی است که رو به سوی مقصدی خاص در حرکت است.

3-به نظر ابن سینا لطف و عنایت باری تعالی چیست؟توضیح دهید؟

عنایت احاطه و شمول علم خداوند است که باعث شده است تا همه ی موجودات مطابق نیکو ترین نظام باشند.

4-مقصود ابن سینا از طبیعت شیء چیست؟توضیح دهید؟

مبداء درونی همه اشیا که سبب حرکت و سکون در آنها می شود طبیعت آن اشیا گفته می شود.

5-ابن سینا نقض و کمال طبیعت را چگونه بیان می کند؟

تمام دگرگونی های طبیعت اعم از فصول سال و حوادث طبیعی حتی آنچه به ظاهر شر و بدی گفته می شود همگی بر آن حفظ اعتدال در طبیعت لازم است.

6-از نظر ابن سینا علم واقعی چیست؟چگونه حاصل می شود و چه تاثیری در دانشمندان دارد؟

علم از دیدگاه ابن سینا به دو نوع تقسیم می شود :

الف-علم ظاهری:

             1-از تجربه حاصل می شود.

             2-تجربه و استقراء ابزار علم ظاهری است.

ب-علم حقیقی( واقعی) :

            1-علم به دحقیقت اشیاء در پرتو ذات حق حاصل می شود.

            2-رابطه وجودی موجودات با وجود مطلق یعنی خدا را علم حقیقی می گویند.

            3-این علم سبب خشوع و خشیت در نهاد دانشمند می شود.

7-از نظر ابن سینا دانشمند حقیقی چه کسی است؟

عالم حقیقی کسی است که در برابر هویت اسرار آمیز جهان در حیرت و شگفتی است.

8-جهان شناسی از نظر ابن سینا چیست ؟ توضیح دهید.

جهان شناسی از دیدگاه ابن سینا یعنی شناخت قوانین طبیعت به کمک اصول اثبات شده مابعدالطبیعه.

9-عالم صغیر و عالم کبیر و رابطه ی آن دو از نظر ابن سینا توضیح دهید؟(رابطه ی انسان و جهان)

ابن سینا انسان را عالم صغیر و جهان را عالم کبیر می داند چون تمام عناصر تشکیل دهنده جهان به صورت خلاصه در وجود انسان گذاشته شده است.

10-ابن سینا منشاء کرامات و معجزات را در چه چیز می داند؟توضیح دهید؟

منشاء کرامات و معجزات انبیاء الهی قوت نفس انسان است که نفس انسان به مرتبه ای می رسد که می تواند در قوانین و نوامیس جهان تصرف و آنرا تغییر دهد.

11-عشق به هستی را از نظر ابن سینا را توضیح دهید؟
عشق همان اشتیاق ذاتی انسان به کمالات و خیرات و گریزان بودن از بدی ها بر اساس فطرت و ذات اوست.

12-از نظر ابن سینا انس جهان با انسان ناشی از چیست؟

ناشی از تشابه عالم صغیر و عالم کبیر است و همین سبب عشق و محبت بین آنهاست.

13-پیام حکمت الهی به علوم و فن آوری جدید چیست؟

پیام حکمت الهی به علوم جدید آنست که به مبادی مابعدالطبیعه جهان توجه کنند و با بینش الهی نسبت به جهان ، در آن تصرف کرده  و در اختیار سعادت بشر قرار دهند.

14-مقصود ابن سینا از حکمت مشرقی چیست؟

درحکمت مشرقی ابن سینا سعی دارد استدلالات مشایی را با ذوق عرفانی در آمیزد و از سطح فلسفه مشاء فراتر رود.

15-ابن سینا چه کتاب هایی را به زبان عرفانی نوشته است؟

حی بن یقظان-رساله الطیر-سلامان و ابسال

16-خلاصه حکایت «حی بن یقظان» را بنویسید؟

                  1-داستان در این رساله شروع می شود.

                  2 -عارف سفر معنوی خویش را آغاز می کند.

                  3-پیر یا مرشد (حی بن یقظان) بر عارف ظاهر می شود و او را به سیر و سلوک دعوت می کند.

17-خلاصه حکایت «رساله الطیر» را بنویسید؟

              1-عارف دعوت مرشد خود را می پذیرد.

              2-عارف در این مرحله از خواب غفلت بیدارمی شود.

              3-سیر درونی نفس در این رساله به پرواز پرنده تشبیه شده است.

18-رساله «سلامان و ابسال» کدام مرحله سفر عارف را بیان می کند؟

            1-سالک تمام مراحل سیر و سلوک را تمام می کند و پا به اقلیم نور و حیات می گذارد.

            2-عارف به عنوان صورت عالم صغیر نمونه کامل عالم کبیر می شود و واسطه ی فیض الهی به دیگر مخلوقات می شود.

19-از نظر ابن سینا عارفی که تمام مراحل را طی کرده به چه چیز هایی دست می یابد؟

عارف به عنوان صورت عالم صغیر نمونه کامل عالم کبیر می شود و واسطه ی فیض الهی به دیگر مخلوقات می شود.

20-حکمت مشرقی ابن سینا چه تاثیری در فلسفه اسلامی و مغرب زمین گذاشت؟

         الف-تمام فیلسوفان به نحوی وام دار نظریات ابن سینا هستند.

         ب-از قرن 12 کتاب های ابن سینا در مراکز غرب به لاتین ترجمه شد.

         ج-او بر طب و فلسفه غرب بسیار تاثیر گذار بود:

                                                      1-مراکز علمی سالرنو و مونتیلیه از طب او

                                                      2-مراکز علمی پاریس و آکسفورد از فلسفه او تاثیر گرفت.

 

*درس هفتم*

1-مکتب کلامی اشعری چیست و هدف او چه بود؟

این مکتب کلامی نهضتی ضد عقلی بود که هدف خود را زدودن عناصر غیر اسلامی از ساحت اسلام و دفاع از تعالیم دین می دانست.

2-مکتب کلامی اشعری توسط چه کسی به وجود آمد؟

ابوالحسن اشعری

3-اعتقاد پیروان مکتب اشعری چه بود؟

عناصر غیر اسلامی و میراث یونانیان به حوضه تفکر اسلامی راه یافته است.

4-مکتب اشعری در مقابل چه مکتبی بوجود آمد؟

مکتب معتزلی

5-معتزله چه گروهی بودند و اعتقاد آنها چه بود؟و چه چیز هایی را انکار می کردند؟

            1-بر اصالت عقل اعتقاد کامل داشتند.

            2-هر چه را در قرآن و سنت را بر خلاف عقل خود می دیدند یا با عقل آنها ناسازگار بود انکار می کردند.

            3-آنها فرشتگان کرام الکاتبین ، میزان وصراط و معراج پیامبر و کرامات اولیا را انکار می کردند.

            4-هر چه از طریق وحی به آنها رسیده بود به محک عقل می سنجیدند.

6-غزالی چه کتاب هایی را در زمینه فلسفی نوشت و موضوع هر کدام چیست؟

کتاب مقاصد الفلسفه←در تلخیص آرا و مشائیون نوشت.

کتاب تهافت الفلاسفه←(تناقض گویی فیلسوفان) را در حمله به نظریات فارابی و ابن سینا نوشت.

7-غزالی چه تاثیر ی در فلسفه مشاء گذاشت؟

مکتب مشاء را مورد حمله قرار داد و آن را تقریبا از رونق انداخت.

8-کتاب تهافت التهافت از کیست و موضوع آن چیست؟

بعد از امام محمد غزالی ابن رشد اندلسی کتاب تهافت التهافت را نوشت و سعی کرد دوباره از فلسفه دفاع کند اما فلسفه مشاءدر مشرق زمین از رونق افتاد.

9-چه کسی انتقاد از فلسفه را وظیفه شرعی خود می دانست و در این زمینه چه کتابی نوشت؟

فخر رازی انتقاد از فلسفه را وظیفه شرعی خود می دانست ، شرحی بر اشارت ابن سینا نوشت ولی هدف او نقد آرا ابن سینا بود

10-ایرادات غزالی و فخر رازی چه تاثیری در فلسفه اسلامی گذاشت و زمینه ساز چه فلسفه ای گردید؟

فلسفه مشاء را از رونق انداخت و زمینه ساز فلسفه اشراق شد.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

در ششم منطق

*سوالات درس ششم منطق دبیرستان*

1- نتیجه ی استدلال را توضیح دهید؟
هر استدلال ترکیبی است از حداقل دو قضیه که با رعایت شرایطی به قضیه ی دیگری منجر می شود که به آن « نتیجه ی استدلال » می گویند.
2- فایده ی شناخت دقیق ماهیت استدلال را بنویسید؟
با شناخت دقیق ماهیت استدلال می توان به بهره برداری سریع تر، درست تر وآسان تر دست یافت.
3- ماده و صورت را در استدلال تعریف کنید؟(ذکر مثال الزامی است)
شکل و چگونگی قرار گرفتن جملات کنار یکدیگر را « صورت » و محتوایی را که در جملات قرار می گیرند « ماده » می نامند.
مثال: 1-« فارابی انسان است. هر انسانی می تواند خوشبخت شود. پس فارابی هم می تواند خوشبخت شود.»
2- « سیب درخت است . هردرختی به آب نیاز دارد. پس سیب هم به آب نیاز دارد.»
*جمله ی مهم تستی : تصدیق یا حکم همان چیزی است که در اینجا به آن قضیه می گوییم.
4- محتوای قضایا چگونه به دست می آید؟
محتوای قضایا ممکن است از راه های گوناگونی چون احساس ، تجربه ، حدس علمی و قرارداد اجتماعی به دست آید.
5- ویژگی های جمله ی خبری را بنویسید؟
جمله های خبری قابلیت درست و غلط بودن دارند و منطق با این جمله ها سروکار دارد و استدلال های منطقی متشکل از این جمله ها هستند. این گونه جمله ها قضیه نامیده می شوند.
6- قضیه چیست؟
الفاظ و کلمات مرکبی که روی هم رفته یک جمله ی با معنی را می سازند و درباره ی چیزی خبر می دهند و می توان راجع به راستی یا دروغ بودن آن ها سخن گفت.
*نکته : قضیه از جهات مختلف تقسیمات گوناگونی پیدا می کند در اولین مرحله ، به دو قسم « حملی » و « شرطی » تقسیم می شود.
7- از اقسام قضیه ، قضیه ی حملی را توضیح دهید؟
صفتی یا حالتی از چیزی را بیان کرده اید و مطلبی را به آن چیز نسبت داده اید. به این « نسبت دادن » ، «حمل » می گویند و به همین جهت این گونه قضایا را « حملی » می نامند.
مثال : « من معلم خود را خیلی دوست دارم » ، « هر ایرانی به سابقه ی دینی و تاریخی خود افتخار می کند » و « ما انسان هایی ما انسان هایی ظلم پذیر نیستیم. »
8- از اقسام قضیه ، قضیه ی شرطی را توضیح دهید؟
هر گاه در ساختن قضیه ، به جای این که از چیزی خبر قطعی دهید ، از شرط استفاده کنید و مثلا بگویید « اگر همه دست به دست هم بدهیم ، کشور ما به سرعت قله های پیشرفت را خواهد پیمود ». این قضایا را شرطی می نامند.
9- ساختمان قضایای حملی و شرطی را بنویسید؟
قضیه ی حملی از « موضوع » ، « محمول » و « نسبت » ، تشکیل شده است. اگر شکل کلی قضیه ی حملی را « الف ب است » بدانیم ، « الف » موضوع ، « ب » محمول و « است » نسبت است.پس حملی از سه جزء تشکیل شده است. قضیه ی شرطی هم از دو جزء شکل گرفته است که به آن ها « مقدم » و « تالی » می گویند. مثلا در « اگر الف ب باشد آن گاه ج د است » ، به « الف ب است » مقدم و به « ج د است » تالی می گویند.
10- قضیه ی حملی از چه چیز تشکیل شده است؟ - اجزای قضیه ی حملی را بنویسید؟
قضیه ی حملی از « موضوع » ، « محمول » و « نسبت » ، تشکیل شده است.
11- قضیه ی شرطی از چه چیز تشکیل شده است؟ - اجزای قضیه ی شرطی را بنویسید؟
اگر شکل کلی قضیه ی حملی را « الف ب است » بدانیم ، « الف » موضوع ، « ب » محمول و « است » نسبت است.پس حملی از سه جزء تشکیل شده است. قضیه ی شرطی هم از دو جزء شکل گرفته است که به آن ها « مقدم » و « تالی » می گویند.
*نکته : تهران موضوع است و پایتخت ایران بودن وصف آن است.
*نکته : در حقیقت محمول باید وصف و حالت موضوع باشد ، چه اول بیاید چه بعد.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

منطق

درس پنجم منطق

س 1‌: اهمیت تعریف را بیان کنید .

ج 1 : بخش مهمی از ادراکات مارا تعاریف تشکیل می دهند و از تعریف کردن نمی توان پرهیز نمود . چرا که بخش مهمی از دانش ما پاسخ به چیستی هاست و این پاسخ چیزی جز تعریف نیست . یعنی اگر منظور از سؤال چیستی شیء در مورد یک امر کلی باشد پاسخ بیانگر تعریف است .

س 2 : اقسام تعریف را نام ببرید .

ج : 1 ـ تعریف به حد ( یعنی بیان صفات ذاتی شیء ) که به دو قسم حد تام و حد ناقص تقسیم می شود .

2 ـ تعریف به رسم ( یعنی بیان صفات عرضی شیء ) که به دو قسم رسم تام و رسم ناقص تقسیم می شود .

پس اقسام تعریف عبارتند از : 1 ـ حد تام    2 ـ حد ناقص    3 ـ رسم تام     4 ـ رسم ناقص

س 3 : حد تام را تعریف کنید :

ج 3 : از ترکیب جنس قریب + فصل حاصل می شود . مانند : انسان ، حیوان ناطق است .

حیوان ، جسم نامی حساس است ـ جسم ، جوهر سه بعدی است . مثلث ، شکل سه ضلعی است .

جیوه ، فلزی که در دمای محیط مایع است . جسم : جوهر ممتد در جهات سه گانه است .

س 4 : حد ناقص را تعریف کنید .

 ج : از ترکیب جنس بعید + فصل حاصل می شود . مانند : کمیت سه ضلعی برای مثلث ـ جسم ناطق برای انسان ـ جسم نامی ناطق برای انسان ـ جسم حساس در تعریف حیوان ـ جوهر ناطق در تعریف انسان .

س 5 : رسم تام را تعریف کنید :

ج : از ترکیب جنس قریب + عرض خاص حاصل می شود . مانند : حیوان کاتب در تعریف انسان .ـ حیوان هنرمند در تعریف انسان ـ جوهر رنگ پذیر در تعریف جسم ـ حیوان راننده در تعریف انسان ـ حیوان ضاحک در تعریف انسان .

س 6 : رسم ناقص را تعریف کنید

. ج : از ترکیب جنس بعید + عرض خاص حاصل می شود .

مانند : انسان جسم کاتب است ـ انسان جسم شاعر است . انسان جسم نامی ضاحک است . انسان جوهر دروغگو است .

نکات قابل توجه در خصوص اقسام تعریف :

1 ـ در اقسام تعریف فصل نشان دهنده‌ی تعریف به حد و عرض نشان دهنده‌ی تعریف به رسم است .

2 ـ اقسام تعریف به ترتیب ارزش و کامل بودن از یک الی چهار تقسیم بندی شده است . و حد تام کاملترین تعریف است .

3 ـ گاهی انسان به جای تعریف یک مفهوم ، آن مفهوم را شرح می دهد و معنا می کند که به آن شرح اسم گویند مثل علم یعنی آگاهی و دانستن .

4 ـ بعضی مفاهیم مثل چیز ـ واحد و . . . قابل تعریف نیستند .

5 ـ نه لازم است و نه ممکن که با مطالعه کردن منطق بتوانیم همه‌ی مفاهیم را به نحو صحیح تعریف کنیم .



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

فلسفه چهارم

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی- فصل اوّل

1-     مابعد الطبیعه را تعریف نموده و سپس توضیح دهید تفاوت « فلسفه » با سایر علوم در مطالعه ی موجودات در چیست؟

2-    موضوع و مدار همه ی بحث های مابعدالطبیعه چیست؟ توضیح دهید.

3-    روش وهدف مابعد الطبیعه را مختصراً توضیح دهید.

4-    با توجّه به هدف مابعدالطبیعه در تعریف فلسفه چه گفته اند؟

5-    چه نوع نگرشی نسبت به  زندگی و جهان باعث می شود که در آستانه ی تفکّر فلسفی قرار بگیریم؟ سخن افلاطون را نیز در این زمینه بنویسید.

6-    مقصود فلاسفه از« فطرت اوّل» و « فطرت ثانی» چیست؟ مختصراً توضیح دهید.

7-    آیا طرح مباحث وجودشناسی در معارف الهی واختلاف در تعابیر ماهیت فلسفی این مباحث را دگرگون می کند؟ توضیح دهید.

8-    سخن امام سجّاد (ع) را در باره ی سوره ی توحید و حدید بنویسید و سپس توضیح دهید مطالعات دقیق فلسفی وعرفانی در باره ی این سوره ها بیانگر چیست؟

9-    دو جبهه ی مختلفی که در میان عامّه در قبال مسائل ما بعد الطبیعه ی دین به وجود آمد نام برده، و نظرات هر جبهه را بنویسید.

10-   روش پیشوایان دین اسلام در برخورد با مسائل مابعدالطبیعه ی دین چگونه بوده است؟

11-   خاستگاه فلسفه ی اسلامی را در کجا باید جستجو کرد؟ چرا؟

12-  فلسفه ی اسلامی چگونه فلسفه ای است؟

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی- فصل دوّم

1-     مرکز نشو و نمای اندیشه های فلسفی کجا بود؟ و بعداً به کجا منتقل گردید؟

2-    دوران حکومت بنی امیه از لحاظ فکری و فرهنگی چه وضعیتی داشت؟

3-    دو واقعه ی مهمّی که خلافت بنی عباس به دنبال داشت و باعث دگرگونی اوضاع علمی شد، نام ببرید.

4-    « بیت الحکمة» توسط کدام خلیفه عباسی؟ و به توصیه ی  چه کسی؟  و در کجا تأسیس شد؟

5-    تأسیس « بیت الحکمة» چه تأثیری در علم وفلسفه داشت؟

6-    حنین بن اسحاق و پسرش اسحاق بن حنین، هرکدام بیشتر چه نوع کتاب هایی را ترجمه می کردند؟

7-    ابو بشر متّی بن یونس استاد کدام یک از فلاسفه بود؟ و کدام کتاب ارسطو را ترجمه کرد؟

8-    کتاب « اثولوجیا» اثر کدام فیلسوف است؟ وکدام یک از دانشمندان اسلامی آن را ترجمه کرد؟ و چه کسی آن را اصلاح نمود؟

9-    فلسفه ی اسلامی چگونه رسماً تأسیس شد؟ و به چه نامی معروف شد؟ و چرا؟

10-   متفکّران مسیحی قرون وسطی با افکار کدام فلاسفه آشنایی داشتند؟

11-   ترجمه ی آثار فلاسفه ی اسلامی( ابن سینا وابن رشد) چه تأثیراتی درمتفکّران مسیحی مغرب زمین داشت؟

12-  دانشمند معروف دانشگاه آکسفورد که بود؟ وتحت تأثیر کدامیک از دانشمندان اسلامی بود؟

13-  مورخّان فلسفه « مکتب اصالت عقل» اروپائیان را تحت تأثیر چه چیزی می دانند؟

14-  فلسفه ی مشاء در قرن ششم مورد انتقاد شدید چه کسانی قرار گرفت؟

15-  چه کسی و چگونه در قرن هفتم به احیای حکمت فارابی و ابن سینا پرداخت؟

16-  کتاب« محاکمات» از کیست؟ و موضوع آن چیست؟

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی- فصل سوّم

1-     فلسفه ی اسلامی در آغاز چگونه سرشتی داشت؟ وچرا؟ و به چه حکمتی معروف شد؟

2-    اصل واقیت مستقل از ذهن را توضیح دهید؟

3-    « مغایرت وجود و ماهیّت» را با ذکر یک دلیل و یک مثال توضیح دهید.

4-    موادقضایا (رابطه ی وجوبی، رابطه امکانی ، رابطه امتناعی) را با ذکر مثال تعریف کنید.

5-    مواد ثلاث (واجب الوجود، ممکن الوجود، ممتنع الوجود) را با ذکر مثال توضیح دهید.

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل چهارم

1-     کهن ترین مسأله فلسفه چیست؟ وچرا؟

2-    « رابطه ی علّیّت» و « علّت» را تعریف کنید.

3-    قبول صُدفه و اتّفاق و نفی قانون علّیت در جهان، مستلزم چه اموری است؟

4-    حادث و قدیم را در اصطلاح فلسفه وکلام تعریف کنید.

5-     ملاک نیازمندی معلول به علّت از نظر متکلمین چیست؟ استدلال آنها را در این زمینه توضیح دهید.

6-    ملاک نیازمندی معلول به علّت از نظر فلاسفه ی مشّاء چیست؟به اختصار توضیح دهید.

7-    « علّت تامّه» و « علّت ناقصه» را با ذکر مثال توضیح دهید.

8-    « علّت تامّه» و « علّت ناقصه» هر کدام چه نوع شرطی برای وجود معلول می باشند؟

9-    منظور از « اصل وجوب علّی ومعلولی» چیست؟  مختصراً توضیح دهید.

10-  معنای ضروری ولایتخلّف بودن نظام وجود چیست؟

11-  مقصود حکما از قاعده ی « الشّیء ما لم یجب لم یوجد» چیست؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

12- « اصل سنخیّت علّت و معلول» را با ذکر مثالی توضیح دهید.

13- چرا اصل علّیّت از سنخیّت انفکاک ناپذیر است؟

14- منظور از اینکه « تسلسل علل باطل است»، چه می باشد؟

15- دربرهان فارابی بر محال بودن تسلسل علل نامتناهی از چه اصلی استفاده شده است؟ برهان را نیز مختصراً توضیح دهید.

16- برهان وجوب و امکان( برهان سینوی) بر امتناع تسلسل علل نامتناهی را مختصراً توضیح دهید.

17- چرا ابن سینا برهان خود را بهترین برهان بر اثبات وجود خدا دانسته است؟

18-  اصول وقواعد عقلی را که برهان وجوب و امکان( برهان سینوی) بر آنها استوار است، بنویسید.

19- از سه اصل علّیّت»، « ضرورت علّی ومعلولی» و « سنخیّت علّت و معلول»، به ترتیب چه نتایجی استخراج می شود؟

20-  هدف از تحقیق و پژوهش در هر علمی چیست؟ و در چه صورتی به دست می آید؟

21- آیا تجربه و آزمایش،  به تنهایی می تواند به قانون علمی( کلّی وضروری) منتهی شود؟ چرا؟

22-« کلّیّت وضرورت» در قوانین علمی را درکجا می توان جست و جو کرد؟ توضیح دهید.

23- اصل علّیّت و فروع آن هر کدام چه کمکی در یافتن قوانین علمی می کنند؟

24- در چه صورت جایز است نتایج آزمایش وتجربه را به موارد تجربه نشده تعمیم داد؟

25- مراتب موجودات در نظام هستی را از نظر فلاسفه ی مشّاء مختصراً توضیح دهید.

26- منظور از « عقول» در حکمت مشاء چیست؟ و بر اساس جهان شناسی مشّایی عقول چه نقشی در جهان دارند؟

27- نتیجه ی قبول « اصل علّت غایی» در طبیعت از نظر حکما چه بوده است؟

28- اثبات « علّت العلل» و « غایت الغایات» در جهان هستی نشان دهنده ی چیست؟

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی- فصل پنجم

1- فارابی را از نظر« مقام فلسفی» و« شخصیّت اخلاقی و معنوی » هم پایه و همانند چه کسانی دانسته اند؟

2- چهارمورد از آثار مهم فارابی را نام برده وموضوع هرکدام را بنویسید.

3- به چه دلیل فارابی را مهمترین فیلسوف سیاسی اسلام دانسته اند؟

4- رابطه ی « سعادت » و « مدینه » را از نظر فارابی توضیح دهید.

5- « مدینه ی فاضله » را از نظر فارابی تعریف نموده و بنویسید او آن را به چه چیزی تشبیه می نماید؟مختصراً توضیح دهید.

6- دیدگاه فارابی در باره ی مدینه ی فاضله از کجا الهام گرفته است؟ توضیح دهید

7- ویژگی های رئیس مدینه ی فاضله را از دیدگاه فارابی بنویسید و به عقیده ی فارابی اعلا درجه ی سعادت بشری برای رئیس مدینه ی فاضله چیست؟

8- از دیدگاه فارابی « حقیقت سیاست » ( سیاست فاضله ) چیست؟ و چه تفاوتی با سیاست متداول در جهان امروز دارد؟

9- فارابی « مدینه ی جاهله » را چگونه توصیف می نماید؟

10-به چه جهاتی فارابی را « معلّم ثانی » نامیده اند؟ وعلّت حقیقی این شهرت کدام است؟

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل ششم

1-     چهار مورد از آثار ابن سینا را نام برده و موضوع هرکدام را بنویسید؟

2-    دو تن از شاگردان معروف ابن سینا را نام ببرید.

3-    از دیدگاه ابن سینا روش مطلوب برای تحقیق در عالم طبیعت جیست؟ وطبیعت در فلسفه ی او چگونه توصیف شده است؟

4-    مقصود ابن سینا از « عنایت» چیست؟ وچرا نظام این عالم نیکوترین نظام است؟

5-    از دیدگاه ابن سینا طبیعت شیء چیست؟ وچه هدفی را دنبال می کند؟

6-    دیدگاه ابن سینا در مورد آنچه ظاهراً شرّ و بدی به نظر می رسد چیست؟ با ذکر مثال توضیح دهید؟

7-   از نظر ابن سینا « علم حقیقی» یا « علم واقعی» به هر شیء چگونه علمی است؟ و این نوع شناخت چه تأثیری بر دانشمند حقیقی دارد؟

8-    « جهان شناسی» نزد ابن سینا چیست؟ وغایت و هدف آن چه می باشد؟

9-    مقصود ابن سینا از « عالم کبیر» و« عالم صغیر» چیست؟ رابطه ی بین آن دو را توضیح دهید.

10-  از دیدگاه ابن سینا منشأ کرامات و معجزات چیست؟ توضیح دهید.

11-  عشق به هستی را از دیدگاه ابن سینا توضیح دهید و از نظر او انس انسان و طبیعت نا شی از چیست؟

12- پیام حکمت الهی به علوم و فن آوری جدید چیست؟

13- مضمون سه رساله ی « حیّ بن یقظان»، « رساله الطیر» و « سلامان و ابسال» چیست؟

14- کتاب « منطق المشرقیین» اثر کیست؟ و منظور از فلسفه ی مشرقی و صورت ظاهری حکمت چیست؟

15- تأثیر ابن سینا در علوم وفلسفه ی اسلا می و علوم فلسفه ی مغرب زمین را بنویسید.

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل هفتم

1- فلسفه ی اسلامی از همان ابتدا با مخالفت چه گروه هایی روبرو شد؟ وچرا؟

2-« مکتب کلامی اشعری» چگونه نهضتی بود؟ طراح اصلی آن که بود؟ و هدف آن چه بود؟

3-« معتزله» در چه قرنی  پیدا شدند؟ و چه اعتقاداتی داشتند؟

4- چرا معتزله « کرام الکاتبین» و« کرامات اولیا» را انکار می کردند؟

5- اساس پیدایش مکتب کلامی اشاعره مبارزه با چه بود؟ و به تدریج با چه چیزی به مخالفت برخاست؟

6- چگونه همه ی شرایط لازم علمی ومعنوی برای مخالفت با فلسفه در « غزالی» جمع شده بود؟

7- کتاب « مقاصد الفلاسفه» و « تهافت الفلاسفه» از کیست؟ و موضوع هر کدام چیست؟

8- « ایرادات غزالی» چه تأثیری بر فلسفه مشّاء داشت؟

9- کتاب « تهافت التهافت» از کیست؟ وموضوع آن چیست؟

10-« چه کسی» انتقاد از فلسفه را وظیفه ی شرعی خود می دانست؟ و در این زمینه شرح بر کدام کتاب ابن سینا نوشت؟ و غزالی هدف او از نوشتن آن شرح چه بود؟

11-« ایردات غزالی و فخر رازی» چه تأثیری بر فلسفه ی مشّاء گذاشت؟ و زمینه ساز چه فلسفه ای گردید؟

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل هشتم

1- کتاب های سهروردی را به چهار دسته می توان تقسیم کرد، آن چهار دسته را نام برده و برای هرمورد مثالی ذکر کنید.

2-« روش اشراقی» در حکمت چگونه روشی است؟ و چه تفاوتی با «حکمت مشّاء» و « عرفان متداول» دارد؟

3- مدارج دانایی( کسانی که در جست و جوی معرفت هستند) را از نظر سهروردی توضیح دهید.

4- از دیدگاه سهروردی« حکیم متألّه» چه کسی است؟ وچه مقامی دارد؟

5- منابع حکمت اشراق را نام برده و مختصراً توضیح دهید.

6- به نظر سهروردی« حقیقت» چگونه امری است؟ منسوب به چیست؟ و او آن را به چه چیز تشبیه می نماید؟ و برتری اقوام بر یکدیگر از چه جهتی است؟

7- فلسفه ی سهروردی بر چه چیزی استوار است؟ و علّت نام گذاری آن به اشراق چیست؟

8- مقصود سهروردی از« مشرق»،« مغرب کامل» و« مغرب وسطی» در جغرافیای عرفانی چیست؟

9-  سهروردی از« واقعیّت اشیاء» به چه چیزی تعبیر می نماید؟ و تفاوت موجودات را در چه می داند؟ و از« ذات خدا» به چه عنوانی تعبیر می نماید؟

10- قاعده ی« امکان اشرف» را توضیح داده و استفاده ای که از این قاعده می شود نیز بنویسید.

11- مقصود سهروردی از« انوار قاهر»،« ارباب انواع» و« انوار مدبّر» در مراتب هستی چیست؟

12- طبقه بندی عالَم هستی در فلسفه ی سهروردی چه تفاوتی با مراتب هستی در فلسفه ی مشّاء دارد؟

13- آنچه در حکمت مشّاء، « رابطه ی علّیّت» میان موجودات خوانده می شود در حکمت اشراق به عنوانی تعبیر می شود؟ و آیا این دیدگاه رابطه ی علّیّت را نفی می کند؟

14-نظریه ی اشراق در شناخت راه را برای اتّحاد چه روش هایی فراهم کرد؟ و این مهم به برکت چه چیزی میسّر گردید؟

15- « علم حصولی» و « علم حضوری» را با ذکر مثال تعریف کنید.

16- « معلوم بالذّات» و« معلوم بالعرض» را با ذکر مثال تعریف کنید؟

17- از دیدگاه سهروردی « علم ما به نفس خود واحوال آن» چه علمی است؟ مختصراً توضیح دهید.

18- بنابر فلسفه ی سهروردی« سنگ بنای همه ی شناخت ها و آگاهی ها» چه علمی است؟ توضیح دهید.

19- « اشراق نفس» از نظر سهروردی چیست؟ وچگونه صورت می گیرد؟

20- سهروردی مراتب و درجات شناخت  و سیر انسان در مدارج معرفت را چگونه با مفاهیم مشرق و مغرب توضیح می دهد؟

21- مقصود سهروردی از« مشرق اصغر» و« مشرق اکبر» چیست؟ و چگونه انسان شایستگی صعود به مشرق های عالی تر پیدا می کند؟

22- مایه های عمده ی حکایات تمثیلی سهروردی را در کدام کتاب وی می توان یافت؟ وموضوع این کتاب چیست؟

23-اهمیّت فلسفه ی اشراق را از چهار وجه بیان کنید.

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل نهم

1-  روش حكمت مشّاء را با روش حکمت اشراق مقایسه نمایید.

2- برخورد های فکری عرفا و متکلّمان با فلاسفه چه تأثیراتی بر فلسفه ی اسلامی داشت؟

3- اختلاف مهم روش عرفا با روش فلاسفه ی اشراقی در چیست؟

4- تفاوت عارف با فیلسوف در چیست؟

5- مظهر و نماینده ی کامل عرفان اسلامی چه کسی است؟ و به چه لقبی معروف است؟

6- روش متکلّمان( کلامی) چه شباهت و تفاوتی با روش فلاسفه ی مشّاء دارد؟

7- استدلال معتزله در باره ی« ثواب آخرت» را مختصراً توضیح دهید.

8- اشکال حکما نسبت به متکلّمان در باره ی « حسن و قبح» چیست؟ و حکما هر یک از« کلام» و « فلسفه» را چه نوع حکمتی می دانند؟

9- دو تن از متکلمان بزرگ شیعی را نام ببرید و بنویسید کلام شیعی با چه کسی به اوج رسید وبیشتر رنگ فلسفی به خود گرفت؟

10- نقطه ی اتّصال جهار جریان فکری عالم اسلام چه مکتبی بود؟ و بنیان گذار آن چه کسی بود؟

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل دهم

1- بنیانگذار حوزه ی فلسفی اصفهان که بود؟ استاد کدام یک از فلاسفه ی بزرگ بود؟ و او را به چه لقبی خوانده اند؟

2- دلیل گوشه گیری صدرالمتألّهین شیرازی در دوره ای از عمرش را از زبان خود صدرالمتألّهین مختصراً بیان کنید.

3- چگونه صدرالمتألّهین به اشراق ربّانی رسید؟

4- چهار مورد از آثار و تألیفات سهروردی را نام ببرید؟

5- فلسفه ای که صدرالمتألّهین بنیان گذاشت، آن را چه نامید؟ و مشرب تحقیق او در آن چگونه بود؟ و چه تفاوتی با روش مشّاء و اشراق داشت؟

6- اختلاف نظر ملاصدرا  با متکلّمان در باره ی« عقل و دین» چه بود؟

7- مراحل چهارگانه ی سفر عرفا را نوشته  و از نظر ملاصدرا هریک معادل کدام مبحث فلسفی است؟ 

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل یازدهم

1-  آیا هر دو مفهوم« وجود» و« ماهیّت» می توانند بیانگر اصالت و واقعیّت شیء باشند؟ مختصرآ توضیح دهید.

2-  طرفداران« اصالت وجود» و« اصالت ماهیّت»، هرکدام در باره ی وجود و ما هیّت چه عقیده ای دارند؟

3- نخستین بار چه کسی مسئله ی اصالت وجود و اصالت ماهیّت را مطرح کرد؟ و عقیده ی او در این زمینه چه بود؟

4- اشتراک معنوی مفهوم وجود را با ذکر مثال توضیح دهید.

5- نظریه ی« تشکیک وجود» ( وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت) را با ذکر مثال توضیح دهید.

6- نظر ملّا صدرا درباره ی ملاک نیازمندی معلول به علت چیست؟ مختصراً توضیح دهید.

7- « خداشناسی» در پرتو اصول حکمت متعالیه را توضیح دهید.

8- « جوهر و عَرَض» را با ذکر مثالی برای هرکدام تعریف کنید.

9-  حکمای پیش از ملّاصدرا حرکت را درجوهر ممکن می دانستند یا در عَرَض؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

10- بنا بر نظر حکمای پیش از ملّاصدرا لازمه ی فرض حرکت در جوهر چیست؟

11- صدر المتألّهین، انکار حرکت جوهری را از آثار چه عقیده ای می داند؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

12- « موجود ثابت» و « موجود متغیّر» را از نظر ملّاصدرا تعریف کنید.

13- « حرکت جوهری» را از نظر ملّاصدرا مختصراً توضیح دهید.

14-«  وجود جهان» و « وجود انسان» در پرتو حرکت جوهری چگونه وجودی می باشد؟

15- بر اساس حرکت جوهری هدف و غایت جهان چیست؟  

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل دوازدهم

1- دو اثر فلسفی از علامه ی طباطبایی نام ببرید.

2- کتاب « اصول فلسفه و روش رئالیسیم» از کیسیت؟ و پاورقی های آن را چه کسی نوشته است؟ و موضوع این کتاب چیست؟

3- « فلسفه ی نظری» و« فلسفه ی عملی» را تعریف نموده و اقسام هرکدام را نام ببرید.

4- چرا حکمای پیشین برای عقل دو قوّه قائل بودند؟ مختصراً توضیح دهید.

5- چگونگی شکل گیری« ادراکات اعتباری» از نظر علّامه ی طباطبایی را با ذکر مثال توضیح دهید.

6- علامه طباطبايي براى نفس انسان، دو قوّهﻯ جدا گانهﻯ عقل، قائل است يا يك قوّه؟ مختصراً توضيح دهيد.

7- رابطه ی « هست ها و بایدها» را از نظر فلسفه ی جدید غرب توضیح دهید.

8- علامه طباطبایی ریشه ی ادراکات حقیقی و ادراکات اعتباری را چه می داند؟ آن را توضیح داده و اختلاف آن را با نظریه ی    فلسفه ی جدید غرب بیان کنید.

9- از دیدگاه علامه طباطبایی قبول چه امری در مورد انسان، نقطه ای است که « هست ها» را به« بایدها» مرتبط می سازد؟ مختصراً توضیح دهید.

10- نظر فلسفه ی جدید غرب در باره ی « اصل علّیّت» چیست؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

11- نظریه ای که عقلی بودن اصل علّیّت را انکار می کند، اعتقاد عمومی به اصل علّیّت را ناشی از چه می داند؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

12- دو انتقاد وارد بر نظریه ی فسفه جدید غرب که ریشه ی اعتقاد به اصل علّیّت را به تعاقب دو حادثه می داند، بنویسید.

13- کیفیّت پیدایش اصل علّیّت در ذهن را از نظر علامه طباطبایی توضیح دهید.

14- علامه طباطبایی نشان می دهد که مصادیق چه مفاهیمی را با علم حضوری در نفس خویش می یابیم؟ و چگونه باعث تحکیم علم حصولی می شود؟

15-سه مورد از تألیفات عرفانی امام خمینی(ره) را نام ببرید

 

مهمّ ترین سوالات فلسفه پیش دانشگاهی – فصل سیزدهم

1- حیات یک ملّت در گرو چیست؟ و در چه صورت یک ملّت هویت خود را از دست می دهد؟

2- در چه صورت فرهنگ یک ملّت دستخوش زوال می گردد؟

3- انگیزه اصلی خاورشناسان در پزوهش خود چه بوده است؟

4- چرا خاورشناسان از به کار بردن لفظ « فلسفه اسلامی» پرهیز می کنند و آن را « فلسفه ی عربی» می خوانند؟

5-  سنّت فلسفی اسلامی نسبت به نگرش به جهان چیست؟

6- ویژگی های سنّت فلسفی اسلامی را نام ببرید و مخصراً توضیح دهید.

7- مهم ترین پیام و ویژگی سنّت فلسفی اسلامی چیست؟ توضیح دهید.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

یکی از علل افت تحصیلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

استفاده افراطی دانش آموزان از فضای مجازی و چالشهای تربیت

 

 

 

 

 

 

 

تهیه کننده :عادل نصیری

 

 

 

شهریور ماه1395

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میزان حضور دانش آموزان در فضای مجازی و پرسه زدن آنها در شبکه های اجتماعی؛ یکی از موضوعاتی است که می توان آن را به لیست دغدغه های والدین اضافه کرد.

، اغلب جوانان ونوجوانان به ویژه دانش آموزان درایام تعطیلات تابستان با مشکل نحوه گذراندن اوقات فراغت روبرو هستند واز طرفی دیگر به دلیل نقش و تاثیر بالای فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی در زندگی آحاد جامعه،این فضاها به اشتباه جای زمان فراغت واستراحت جوانان راگرفته و این امر هم تهدید و هم فرصتی بزرگ محسوب می شود.

 

میزان حضور دانش آموزان در فضای مجازی و پرسه زدن آنها در شبکه های اجتماعی؛ یکی از موضوعاتی است که می توان آن را به لیست دغدغه های والدین اضافه کرد. چرا که کمتر مادری را می توان سراغ داشت که از وقت تلف کردن های فراوان فرزندش در فضای مجازی شکایتی نداشته باشد. موضوعی که شاید بتوان نام اعتیاد اینترنتی را هم برآن گذاشت.

آسیب جدی که باید بیش از گذشته مورد توجه باشد، نفوذ شبکه های اجتماعی مانند"فیسبوک،وایبر، واتس آپ، لاین" در بین دانش آموزان است.

 

به نظرمی رسد، نمودار سنی استفاده کنندگان از شبکه های اجتماعی رنگارنگ با کاهش مواجه شده و سن کاربران این شبکه ها را کمتر از گذشته نشان می دهد تا جایی که دربین کاربران اینترنتی شبکه های مجازی، شاهد حضور بی حد و حساب دانش آموزان هستیم.

استقبال کمرنگ دانش آموزان از ورزش نکته ای را گوشزد می کند که می توان از آن برای مقابله با آسیب های شبکه های اجتماعی یا کاهش استفاده دانش آموزان از این فضا استفاده کرد.

 

گذران اوقات فراغت درشبکه های مجازی یک چالش جدی تربیتی

 

اوقات فراغت در برابر اشتغال و درگیرهای روزمره است که سبب خستگی هم می شود.اوقات فراغت می تواند پر بارترین و شور انگیزترین لحظات و برعکس ملال انگیزترین و بی ثمرترین و حتی مفسده انگیزترین دقایق باشد، لذا باعنایت به اینکه ساختار جمعیتی جامعه ما نشان می دهد، که کشور ما ازجوان ترین کشورهای دنیاست.

بر این اساس قشر عظیم جوان و نوجوان نیازمند عنایت وتوجه جدی در زمینه برنامه ریزی برای گذران اوقات فراغتشان هستند.

 

اوقات فراغت کارکردهای زیادی را در بر دارد.از جمله:فرصتی برای شکوفایی استعدادها و کسب توانمندی های لازم زندگی آینده، فرصتی جهت تجدید قوا، پرورش قوه خلاقیت وابتکارهمچنین مهارت آموزی، فرصتی جهت اصلاح رفتار،رشد و تعالی شخصیت انسانی، فرصتی جهت اشاعه فرهنگ عمومی، دینی وملی وبراین اساس نیاز است که مسوولان جامعه و خانواده ها؛ نوجوانان وجوانان را درخصوص گذاران اوقات فراغتشان هدایت و راهنمایی کنند و با برنامه ریزی صحیح آنها را از ورود بی رویه واستفاده نامطلوب فضای مجازی وشبکه های اجتماعی که تاثیرات مخربی را برهویت انسانی آنها خواهد داشت پیشگیری کنند.

 

امروزه تحقیقات نشان داده است که بیش از44درصد جوانان و نوجوانان اوقات فراغت خود را با ورود به فضای مجازی واستفاده از اینترنت، 35 درصد با بازی های رایانه ای وگوش دادن به موسیقی و کمتراز 17 درصدشان با استفاده از تلویزیون و برنامه های آن اوقات فراغتشان را سپری می کنند.

ورود بی رویه و گذاران اوقات فراغت دانش آموزان در فضای مجازی و اینترنت به دلیل اینکه استفاده صحیح ازشبکه های اجتماعی و ورود به فضای مجازی درجامعه ما به درستی تبیین وفرهنگ سازی نشده است و اغلب خانواده ها هم به دلیل ساختار سنتی چندان با این گونه فضا ها آشنایی ندارند، یک چالش جدی تربیتی است.

 

هرچند که فرصتی جهت آموزش وتحقیق نیز است، اما امروز اکثر جوانان و نوجوانان به دلیل عدم آشنایی به استفاده صحیح ازفضای مجازی و شبکه های اجتماعی استفاده مفیدی از این فضا ها را ندارند.

 

آسیب ها و جرایم فضای آنلاین

 

دانش آموزان اطلاعی از سایت های مفید و یا سایت هایی را که نباید بدان ورود یابند، کسب نکرده اند و چه بسا این عدم اطلاعات درست استفاده از فضای مجازی باعث شده است که فرزندان جامعه از مولفه های دینی،تربیتی وفرهنگی دور شوند و هویتشان دچار تردید وآسیب شود.

لذا توجه جدی مسوولان امر در خصوص ایجاد فرهنگ سازی صحیح ورود به فضای مجازی برای آحاد جامعه در شرایط ایمن لازم است تا از دغدغه والدین در این خصوص کاسته شود.

 

در این زمینه با عنایت به اینکه داشتن روابط اجتماعی به صورت حضوری تاثیر شگرفی را در رشد و شخصیت سالم و متعالی انسان ها دارد،یکی از فاکتورهای سلامت روان انسان ها و جامعه، وجود روابط موثر اجتماعی با دیگران است و استفاده افراطی ارتباط مجازی سلامت روان انسان ها را تهدید می کند.

 

در فضای مجازی چهار حوزه آسیب وجود دارد که بیشترین جرایم و تخلفات وسوء استفاده ها در راستای این چهار حوزه انجام می شود:

 

- حوزه خشونت که از طریق بازی های رایانه ای، روان فرزندان را تهدید می کند.

- حوزه فحشا و فساد که بی عفتی و بی بند باری را ترویج می کند.

- حوزه اعتیاد و گرایش به سوءمصرف مواد مخدر وداروهای روان گردان وحتی اعتیاد ورود به فضای مجازی است.

- حوزه کلاهبرداری که دراستفاده فضای مجازی باید مراقب این حوزه ها باشند.

 

ورود افراطی به فضای مجازی باعث کاهش روابط اجتماعی و ایجاد افسردگی درجوانان و نوجوانان خواهد شد و از سوی دیگر موجب بروز مشکلات در روابط اعضای خانواده از جمله ایجاد تنش، مشاجره و درگیری شده که باعث ایجاد بی حرمتی و کاهش اعتماد به بزرگ تر ها به ویژه والدین خواهد شد.

 

چنین مسائلی روان نوجوانان و جوانان را به هم ریخته و باعث افزایش ارتباطات مجازی بدون توجه به مسائل امنیتی می شود که زمینه سوء استفاده از نوجوان و جوان و انحرافات دیگر او را فراهم می آورد، بدان دلیل که در فضای آنلاین هر فردی غریبه است و این امکان وجود دارد که فردی با سن بالا خود را دوست کودک قرار داده و آسیب هایی را ایجاد کند.

 

لذا توصیه می شود،ارتباطات و گفت و گوهای حضوری اعضای خانواده در فضای خانواده بیشتر شده و گفتمان های خانوادگی تشکیل شود، همچنین روابط با اطرافیان و اقوام افزایش یابد و جلساتی ویژه به دور از موبایل و تکنولوژی درفضای خانوادگی تشکیل شده، تا ارتباطات حضوری و صمیمیت های خانوادگی گسترش یابد.

 

راهکار های دوری دانش آموزان و کاهش آسیب ها :

 

-اولین توصیه گسترش روابط اجتماعی وتقویت این روابط با شیوه های مختلف (بر گزاری جلسات، حل مسائل بدون وجود موبایل،خاموشی موبایل درمهمانی ها و صحبت رودرو و حضوری و....) است.

 

-توصیه دیگر آموزش های لازم به خانواده و جوانان به خصوص آشنایی بیشتر والدین به این فضاها وکنار گذاشتن ارتباطات سنتی، راهنمایی و صحبت با فرزندان درخصوص استفاده بهینه ازشبکه ها مجازی و برقراری ارتباط محکم و استواروصمیمی با فرزندان.

 

- تقویت باورهای دینی واعتقادی خود دربین خانواده،با پررنگ شدن این باورها بچه ها کمتردرمعرض آسیب های فضای اینترنت قرارمی گیرند.

 

- قراردادان رایانه خانوادگی درمحلی که برای همه قابل مشاهده ودردسترس باشد.

 

-یک ساعت مختص اینترنت و بازی های رایانه ای برای کودکان درطول شبانه روز است که والدین خودشان بازی های رایانه ای را برای کودکان انتخاب کنند.

 

-بازی های رایانه خشن عاملی مهم درافزایش میزان خشونت کودکان است تا جایی که امکان دارد از انتخاب این بازی ها پیشگیری کرده وانتخاب برنامه ها متناسب با سن و مورد علاقه فرزندان باشد.

 

- پر کردن اوقات فراغت فرزندان با ورزش، مهارت آموزی و .... و دوری از ایجاد فرصت بیکاری برای آنان، دراین صورت دانش آموزان تا پایان تحصیلات عمومی حداقل سه مهارت شغلی رامی آموزند و همین امرموجب شده تا درآینده بیکار نشوند.

 

- سرمایه گذاری برای اشتغال کودکان درآینده که لازمه تحققق این امرکسب مهارت ها در زمان اوقات فراغت است.

 

-آموزش آسیب ها وتهدید های فضای مجازی به فرزندان برای کمک به استفاده ایمن از اینترنت است تا آنها اطلاعات شخصی خود وخانواده را دراختیاردیگران قرارندهند.

 

-شناخت والدین ازعلایم اینترنتی مثل کاهش روابط اجتماعی،عصبانیت و پرخاشگری در زمان قطع اتصال به اینترنت، افت تحصیلی، اختلال درخواب، رفتن به سراغ اینترنت درمواقع تنهایی،عدم تمایل به بیرون رفتن ازخانه مشکلات وناراحتی های جسمانی و عضلانی و ... است که به بچه ها بیاموزند که اگربا مشکلی درفضای مجازی رو به رو شدند با آنها درمیان گذاشته وبه هیچ عنوان مشکلات را با دوستان آنلاین خود که غریبه اند مطرح نکنند.

 

- غنی سازی برنامه های فراغت دانش آموزان متناسب با شرایط سنی شان که دراین خصوص برنامه ریزی آموزش وپرورش را می طلبد که تا با مهیا کردن برنامه های اوقات فراغت متناسب با شرایط سنی، دانش آموزان شور و شوق درآن برنامه حضوریابند ونسبت به دورهم بودن وبالا بردن مشارکت های اجتماعی آنها ازحضورشان درفضاهای مجازی کاسته شود.

 

دوران بلوغ درمعرض آسیب های بیشتر

 

وقت گذرانی بدون کنترل دانش آموزان درفضای مجازی منجربه ایجاد هویت کاذب و زودگذر برای آنها می شود.متاسفانه درسال های گذشته دانش آموزان ازفضای مجازی استفاده بی رویه می کنند و همین موضوع منجر به انزوای دانش آموزان شده است.

 

این هویت کاذب و زودگذر تصویری غیرواقعی برای افراد ایجاد می کند و منجر به این می شود که افراد در تلاش و تکاپو برای حضور بیشتر در شبکه های اجتماعی شوند؛ چرا که در فضای مجازی بیش از آنکه هویت برای فرد مطرح باشد، دانش آموز سعی در ارائه افکار و علایق و اندیشه های خود دارد که این خود بسیار خطرناک است.

 

اما آنچه درباره گرایش به شبکه های اجتماعی در بین جوانان و نوجوانان و به ویژه دانش آموزان مهم به نظر می رسد این است که این قشر از جامعه به دلیل شرایط سنی که دارند از آسیب پذیری بسیار بالاتری برخوردارند و افرادی که دوران بلوغ را طی می کنند بیشتر از هرگروه دیگری در معرض آسیب هستند.

 

راه اندازی شبکه های اجتماعی همچون وایبر،لاین واتس آپ منجربه این شده که خانواده ها ازهم دور شوند حتی ممکن است خانواده ها به صورت صوری و ظاهری دورهم جمع شوند،اما درهمان جمع نیزافراد خانواده هرکدام توجهشان به گوشی یا تبلت هایشان هستند.

 

لزوم آگاهی کاربران به حدود و حریم خصوصی 

 

فضای مجازی و رایانه امروز در زندگی ما انسان هاست و کودکان هم دراین فضای مجازی بازی می کنند.دانش آموزان و دانشجویان و... به نوعی دراین فضا هستند و به هرحال این محیط جزو جدایی ناپذیر از زندگی اشخاص است، لکن نکته مهم نحوه استفاده صحیح واصولی ازاین فضاست.

فضای مجازی به صورت شبکه های اجتماعی، امروز به صورت یک تکنولوژی مدرن دراختیار قرارگرفته است، لازمه استفاده ازاین تکنولوژی مدرن، داشتن فرهنگ استفاده از آن است و فقدان این فرهنگ آسیب های بسیاری را برجای می گذارد.

 

یکی از مشکلات برخی از کاربران ضعف اخلاق است.استفاده کنندگان این شبکه ها جوانان هستند و والدین این وسایل را برای فرزندان تهیه کرده، لکن لازم است که قبل از تهیه این ابزارها عنصر اساسی اخلاق را به فرزندان بیاموزند و با آموزش به آنها تفهیم کنند که نباید وارد حریم خصوصی دیگران شوند.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

نمونه سوالات فلسفه سوم انسانی

درس [1] فلسفه چیست (1):

1.      ریشه یونانی لفظ فلسفه چیست و به چه معناست؟ ص2

2.      لفظ سوفیست ‌به چه معنا است و عقیده آن‌ها را بیان کنید. ص2

3.      منظور از مغالطه در استدلال چیست؟ چه کسانی از این روش استفاده می‌کردند؟ ص2

4.      لفظ سوفیست در ابتـداء چه معنـایی داشت؟ هم اکنون معنـای رایج آن چیست؟‌ ص2

5.      سوفیست‌ها چه اعتقادی داشتند و چرا سقراط مایل نبـود او را سوفیست بخوانند؟ ص2

6.    کلمه فیلوسوفوس که در اصـل به معنی دوستـدار دانـایی بـوده رفته رفته به مفهوم .......... ارتقاء ‌پیدا کرده و کلمه فلسفه مرادف با ......... شد. ص2

7.      اصطلاح فلسفه در بین مردم چه معنایی دارد؟ مثالی بزنید. ص3

      * با ذکر یک مثال معنای فلسفه را در بین مردم توضیح دهید.

8.      معنای عامیانه فلسفه چیست ذهن انسان در چه صورتی به کنجکاوی درباره برخی امور می‌پردازد؟ ص3

9.      چرا اندیشمندان و همچنین مردم امروز به سراغ بحث‌های فلسفی می‌روند؟ ص3          

10.  چرا انسان به سوی فلسفه می‌رود؟ و نظر ارسطو در این‌باره چیست؟ ص3

11.  کاربرد مفاهیمی همچون اسید، بار الکتریکی توسّط دانشمندان علوم تجربی، بیانگر چه اصول پذیرفته شده‌ای از جانب آنهاست؟ ص4

12.  کدام‌یک از عبارت‌های زیر در فلسفه و کدام‌یک در علوم تجربی مورد بررسی قرار می‌گیرد. ص4تا6

         الف) با اینکه حواسّ خطا می‌کند باز می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد.       ب) طبیعت قابل شناخت است.      ج) فلز رادیم در طبیعت به مرور تجزیه می‌شود.     د) محلول تورنسل همواره در مجاورت بازها به رنگ آبی در می‌آید.

13.  مفهوم قانون در علوم تجربی چه اصولی را بیان می‌کند؟ ص5

14.  اصل یکنواخت عمل کردن طبیعت چگونه اصلی است و بیانگر چیست؟ ص5

15.  قاعده «علّیّت» را با مثالی توضیح دهید. ص5

16.  منظور از رابطه علّیّت چیست؟ ص5

17.  اصل علّیّت به چه معناست؟ این قاعده در علوم مختلف چه اهمّیّتی دارد؟ ص5

18.  اصل تبعیّت همه‌ی موجودات را از قانون علّیّت با یک مثال توضیح دهید. ص5

19.  اصولی که بایدفیلسوف ثابت نماید تادانشمند بتواند تحقیقات خودرا آغاز کندچه اصولی است؟ ص5و6

20. با توجّه به نیاز علم به فلسفه چهار اصل از اصول فلسفی که پایه و مبنای کاوش‌ها و تحقیقات علمی واقع می‌شوند کدامند، بنویسید. ص5و6

21چهار اصل از اصول و مبانی فلسفی علوم تجربی را نام ببرید. ص5و6

 22.  اصولی مشترکی که دانشمندان قبول دارند را نام برده و بنویسید این اصول به کدام دانش تعلّق دارند؟ ص5و6

23.  دو نمونه از فرض‌های اوّلیّه و مقدّماتی که دانشمندان در همه علوم تجربی آن‌ها را پذیرفته‌اند نام ببرید. ص5و6

24.  در پاسخ به سؤال «چرا هر پدیده محتاج علّت است» باید وارد چه قلمروی شد؟ چرا؟ ص6

25.  توضیح دهید که چه نوع تلاشی را می‌توان به عنوان یک کار فلسفی قلمداد کرد؟ ص6

26.  کاربرد فلسفه علوم طبیعی را توضیح دهید. (چیست؟) ص6  

سؤال‌های تکمیلی درس [1]:

1.      سوفیست‌ها چه کسانی بودند و در مورد حقیقت چه نظری داشتند؟ ص2

2.      سفسطه به چه معناست؟ ص2

3.      مردم معمولاً چه زمان از فلسفه یک امر سؤال می‌کنند؟ ص3

4.   انسان می‌کوشد تا با بهره‌جویی از ...... خود به راز و رمز امور دست یابد و گره‌های ...... را از رشته‌ حوادث و پدیده‌ها بگشاید و از عمق .... آن‌ها سر در آورد و ..... شکل خاصّی از این تکاپوی پایان‌ناپذیر ..... است ص3

5.      روش تجربی چه روشی است؟ ص4

6.       از نظر دانشمندان، روش مطمئن برای کشف اسرار طبیعت چه روشی است؟ ص4

7.      علم تجربی را چه علمی می‌دانند؟ ص4

8.      عبارت‌های زیر را مختصراً توضیح دهید: ص4 و 5        

            واقعیّت داشتن جهان، قابل شناخت بودن طبیعت، درستی روش تجربه و آزمایش. 

9.      مفهوم قانون بیانگر چیست؟ ص5

10.  در پرتو کدام قاعده است که تمام تحقیقات علمی معنی پیدا می‌کند؟ شرح دهید. ص5

11.  اصل ........ نزد همه‌ دانشمندان اصلی پذیرفته شده است که همه قوانین ........ بر پایه‌ آن بنا شده است.ص5

12.  معنای مشترکی که بین کاربرد فلسفه در گفتگوی روزمره و کاربرد آن به شکل یک دانش خاصّ وجود دارد، کدام است؟ ص6

درس [2] فلسفه چیست (2)

1.      نحوه ارتباط علم فلسفه با علم روان شناسی را بنویسید. ص7

2.      در بحث «شناخت» فلسفه از چه چیزی سخن به میان می‌آید؟ چرا این بحث در روانشناسی نیز مطرح است؟ ص7

      * بحث شناخت در فلسفه پیرامون چه موضوعی است؟ و این بحث چگونه با علم روانشناسی ارتباط پیدا می‌کند؟

3.      نام دومسئله ازمسائل جامعه شناسی راکه ریشه دربینش فلسفی جامعه شناسی دارد بنویسید. ص8

4.      مسئله‌ای که موجب پیوند فلسفه و جامعه شناسی می‌شود بحث ....... و ....... است. ص8

5.      ارتباط فلسفه و علم جامعه شناسی را در بحث اصالت فرد و اصالت جامعه توضیح دهید. ص8 

6.       عقیده فیلسوفان مکتب فلسفی مارکسیسم و فیلسوفان الهی را درباره‌ی انسان و پایگاه طبقاتی او، مقایسه کنید. ص8

    * نظر مارکسیست‌ها درباره انسان و پایگاه طبقاتی او چیست؟ توضیح دهید. 

7.      هر یک از سؤالات زیر در چه علمی مورد بحث قرار می گیرد؟ ص8 تا10

     الف) آیا انسان می‌تواند خود را از تأثیر مطلق و بی‌قید و شرط پایگاه طبقاتی خود آزاد سازد؟

      ب) مردم باید از چه کسی یا چه کسانی اطاعت کنند؟

      ج) چرا راستی و درستی خوب است و دروغ و خیانت بد؟ 

      د) چرا شاعران زبان زیبایی را می‌فهمند و بعضی دیگر آن زبان را نمی‌فهمند؟

8.      نحوه ارتباط فلسفه و علم سیاست را بیان کنید. ص9 

9.      نظر مارکسیسم و اسلام را درباره حکومت بنویسید. ص9 

10.  مارکسیسم حکومت را حقّ ..... می‌داند و در اسلام حکومت و اقتدار تنها از آن ..... است. ص9

11.  نحوه ارتباط فلسفه و علم اخلاق را بیان کنید. ص9

12.  هدف از فلسفه اخلاق چیست؟ ص9

13.  مشخّص کنید کدام‌یک از گزینه‌های ذیل بیانگر «فلسفه اخلاق» است؟ ص9      

      الف) انسان باید وفادار باشد.              ب) انسان نباید حقوق دیگران را ضایع کند.

     ج) راستگویی خوب است، چون باعث اعتماد به نفس می‌شود.

     د) پاکی، پارسایی، عدالت و تقوا از نشانه‌های انسان پرهیزگار است.

14.  مشخص کنید عبارات ذیل کدام‌یک صحیح و کدام‌یک غلط است؟ ص9و10

      الف) تبیین عقلانی زیبایی مربوط به حوزه فلسفه اخلاق است.

      ب) در اخلاق و فلسفه اخلاق از حکومت مردم بر مردم صحبت می‌شود.

      ج) استدلال فیلسوفان درمورد این‌که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است، مربوط به حوزه‌ی فلسفه اخلاق است.

15.  هر یک از سؤالات زیر در چه علمی مورد بحث قرار می‌گیرد؟ ص9و10

       الف) فرق یک هنرمند با دیگران چیست؟ 

       ب) چرا راستی و درستی خوب است و دروغ و خیانت بد؟

        ج) چه کسی باید برای مجازات قانون وضع کند؟ 

        د) حکومت بر مردم حقّ چه کسانی است؟

16.  هر یک از سؤالات زیر در چه علمی مورد بحث قرار می‌گیرد؟  ص9و10

      الف) چرا بعضی زبان زیبائی و هنری اشیاء را می‌فهمند و بعضی دیگر آن را نمی‌فهمند؟

       ب) چرا باید اشخاص مجرم مجازات و تنبیه شوند؟ 

       ج) آیا ارزش‌های اخلاقی نسبی است؟     

      د) مردم باید از چه کسی یا چه کسانی اطاعت کنند؟

17.  ارتباط فلسفه با علم هنر را شرح دهید. ص10

18.  رابطه فلسفه و علم حقوق را شرح دهید. ص10

19.  در علم حقوق چه مسائلی مطرح می‌شود ؟ این مسائل چه ارتباطی با فلسفه دارند؟ ص10

      * مسائل اساسی علم حقوق را بنویسید .   

سؤال‌های تکمیلی درس [2]:

1.      چرا علوم انسانی نیازمند فلسفه بوده و چه ارتباطی با آن دارند؟ ص7

2.      جامعه را تعریف کنید. ص8

3.      ارتباط فلسفه و علم جامعه‌شناسی را درباره بحث انسان و پایگاه طبقاتی او توضیح دهید. ص8

4.      یکی از مسائل مهمّ در علم سیاست چیست؟ در کجا می‌توان به آن پاسخ داد؟ ص9

5.      دو مسئله از مسائلی که فلسفه و علم حقوق را به هم ارتباط می‌دهد بنویسید. ص10

درس [3] فلسفه چیست (3):

1.      کوشش فلسفه چیست؟ ص11یا13

2.      ویژگی نگاه فلسفی چیست؟ ص11

3.      اختلاف و اشتراک اشیاء نسبت به هم در چیست؟ ص11

4.      توضیح دهید چه تفاوتی میان کار یک فیلسوف و یک عالِم در بررسی اشیاء وجود دارد؟ ص11و12

5.      هدف فلسفه اولی چیست؟ ص11و12

6.       مهمترین بخش فلسفه را نام برده و آن را تعریف کنید. ص11و12

7.      مابعد الطّبیعه یا فلسفه اولی را تعریف کنید. ص12

8.      کدام جمله صحیح است: ص12

    الف) فلسفه اولی هر چیزی را از آن جهت که کمّیّت و مقدار دارد مطالعه می‌کند.

    ب) مابعدالطّبیعه هرچیز رااز لحاظ خواصّ مادّه مثل گرمی، سردی، حرکت‌وسکون مطالعه می‌کند.

    ج) فلسفه اولی موجودات را صرفاً از جهت وجود داشتن مورد مطالعه قرار می‌دهد.

9.      فلسفه اولی نام دیگری است بر .......... که پیرامون .......... بحث می‌کند. ص12و13

10.  دانشی که درپی یافتن احکام و قواعد هستی باشد چه نام دارد؟ یک‌مورد از مسائل آنرا نام ببرید. ص12و13

11.  موضوع مابعد الطّبیعه یا فلسفه اولی را بنویسید. ص12

12.  چهار مورد از مسائل مابعد الطّبیعه یا فلسفه اولی را نام ببرید. ص12و13

13.  کدام مورد از مسائل فلسفه اولی نیست؟ ص12و13

     الف) علّت و معلول                           ب) وحدت و کثرت 

     ج) کمّیّت و کیفیّت اشیاء                   د) هستی و چیستی

14.  یکی از مسـائل فلسفه اولی، علّت و معلول است آن‌را بـا ذکر مثـال توضیـح دهید. ص13

     * یک‌مورد از مسائل فلسفه اولی را نام برده و آن‌را بطور مختصر توضیح دهید.

15.  بحث وحدت و کثرت را در فلسفه اولی توضیح دهید. ص13

16.  توضیح دهید مهمترین مصداق فلسفه چیست؟ ص13

سؤال‌های تکمیلی درس 3:

1.      فلسفه چیست؟ ص11

2.      نگاه فلسفی چه نگاهی است؟ و کوشش فیلسوف برای چیست؟ ص11

3.      چه موقع سر و کار ما با یکی از علوم تجربی یا انسانی است؟ ص11

4.      علوم مختلف، موجودات را چگونه مورد بررسی قرار می‌دهند؟ ص11

5.      چه موقع به سراغ علوم مختلف می‌رویم؟ ص12

6.       چه هنگام قدم در عرصه مابعد الطّبیعه می‌گذاریم؟ ص12

7.      در عرصه ما بعد الطّبیعه توجّه روی چه موضوعی است؟ ص12

8.      بحث «ثابت یا متغیّر بودن هستی» در فلسفه اولی را توضیح دهید. ص12

9.      بحث «وجود و ماهیّت» در فلسفه اولی را توضیح دهید. ص12و13

10.  اگر در میان موجودات عالم وحدت و کثرت نبود چه اتفاقی رخ می‌داد؟ ص13

11.  چه رابطه‌ای میان فلسفـه اولی و فلسـفه به معنای تبیین عقلانی پدیده‌ها وجود دارد؟ص13

12.  فلسفه چه نوع کوششی است؟ ص13

13.  حقیقی‌ترین و اصلی‌ترین مبنایی که همه خصوصیّات اشیاء و پدیده‌ها به آن باز می‌گردد چیست؟ ص13

14.  عرصه‌ی مطالعه فلسفه اولی را بنویسید. ص13

درس [4] آغاز فلسفه:

1.   نخستین مجموعه‌ها یا قطعه‌هایی که به زبان ....... نگاشته شده از ....... به یادگار مانده است و تأمّلات بشری پیرامون هستی و آغاز و انجام جهان در ابتداء با .......... همراه بود و به ........ بیان شده است. ص16

2.      سرچشمه‌های اندیشه‌های راز گونه بشر را که صبغه ما بعد الطّبیعی دارد در کجا باید جستجو کرد؟ ص16

3.      جاهای خالی را با کلمات مناسب مطابق متن کتاب کامل کنید: ص16

       سرچشمه‌های اندیشه‌های راز گونه بشر را که .................... دارد باید در ................. مردم مشرق  زمین جستجو کرد.

4.      چرا ازیونان به عنوان مهد تفکّر فلسفی یاد می‌کنند؟آیا آغاز اندیشه بشر مربوط به‌زمان خاصّی است؟‌ص16

5.      اندیشه‌های فلسفی مردم مشرق زمین چگونه بوده است؟ ص16

6.       فرق اندیشه‌های فلسفی مردم مشرق زمین را با اندیشه‌های فلسفی مردم یونان بنویسید. ص16

7.      نظر برتراندراسل درباره ظهور تمدّن یونانی چیست؟ ص16

8.      در قرن پنجم قبل از میلاد چه عاملی سبب بی‌اعتمادی مردم نسبت به دانش و اندیشه شد؟ ص17

9.      چرا سوفسطائیان دنبال‌کردن شیوه جهان‌شناسان را بیهوده می‌دانستند؟ ص18

10.  نظر گزنفون درباره سوفسطائیان چه بود؟ ص18

11.  نظر سوفسطائیان را درباره حقیقت بیـان کرده و دو شخصیّت معروف سوفسطایی را نام ببرید. ص18و19

12.  مشهورترین شخصیّت سوفسطایی چه کسی بود؟ و چه عقیده‌ای داشت؟ ص18و19

13.  منظور پروتاگوراس از جمله «‌انسان معیار همه چیز است» چه بود؟ ص19

      * شعار «انسان معیار همه چیز» از چه کسی است و منظور او چه بود؟ 

      * چرا پروتاگوراس معتقد است که انسان معیار همه چیز است؟

14.  عقیده پروتاگوراس درباره حقیقت چه بود؟ ص19

15.  به عقیده پروتاگوراس همه چیز ... است و حقیقت بـه معنای دانش پایـدار ... و حقیقت جنبه ... دارد.ص19

16.  عقیده پروتاگوراس و گرگیاس را درباره‌ی حقیقت بیان کنید. ص19

17.  عقیده گرگیاس درباره‌ی حقیقت چه بود؟ ص19

18.  کدام ‌یک از سوفسطائیان شناسایی را انکار می‌کرد؟ ‌عقیده او را در این زمینه بنویسید. ص19

19.  توضیح دهید اثرهای منفی عقاید سوفسطائیان در میان افـکار مردم آن زمـان چه بود؟ ص20

20.  اثرهای (منفی و مثبت) عقاید سوفسطائیان را به طور مختصر بیان کنید. ص20و19

21.  سوفسطائیان چه تأثیر مهمّی در تاریخ فلسفه گذاشته‌اند؟ ص19

سؤال‌های تکمیلی درس 4:

1.      مهد تفکّر فلسفی کجاست؟ ص16

2.      زادگاه فلسفه یونانی کجا بود؟ و در چه زمانی پایه‌گذاری شد؟ ص17

3.      چه‌چیزهایی بیش ازهمه اندیشمندان نخستین را به خود مشغول می‌داشت؟وتلاش آنها برای چه بود؟ ص17

4.      چهار اندیشمند از اندیشمندان نخستین یونان را نام ببرید. ص17

5.      چه چیزی سبب پیدایش سوفسطائیان شد؟ ص15و16

6.       چرا روش سوفسطائیان در تاریخ فلسفه بسیار مؤثّر بوده است؟ ص19

7.      چه کسی در زمان سوفسطائیان، شالوده تفکّر فلسفی اصیل را استوار کرد؟ چگونه این کار را به انجام رساند؟ ص20

8.      روش سقراط در احیای تفکّر اصیل چه بود؟ ص20

9.      چرا سقراط را بنیان‌گذار فلسفه دانسته‌اند؟ ص20

10.  چرا سقراط را سخنگوی فلسفه دانسته‌اند؟ ص20و21

11.  سقراط خود را مأمور به انجام چه کارهایی از جانب خداوند می‌دانست؟ ص21

درس [5] شهید راه حکمت:

1.   هدف سقراط از گشت‌وگذار در میان مردم چه بود و چرا آن‌را وظیفه‌ خود می‌دانست؟ و او خود را عهده‌دار چه رسالتی می‌دانست؟ ص23

2.      نظر سقراط درباره فضیلت و ثروت چه بود؟ ص23  

3.      ملتوس در دادگاه سقراط را به چه جرمی متّهم کرد؟ ص24

4.      سقراط وظیفه خود و وظیفه قاضی را در دادگاه چه می‌داند؟ ص25

5.      سقراط می‌گفت: وظیفه قاضی ............ و وظیفه‌ی من ........... است. ص25

6.       کرفون چه سؤالی از سروش معبد دلفی پرسید؟ و چه پاسخی از او شنید؟ ص26

7.      سقراط چگونه سعی کرد تا راز پیام غیبی سروش را کشف کند؟ ص26

8.      سقراط از جستجو برای کشف راز پیام سروش دلفی، به چه نتیجه‌ای رسید؟ ص26

9.      به نظر سقراط دانای حقیقی کیست؟ و راز پیام سروش دلفی چه بود؟ ص27 

10.  سقراط اتّهام ملتوس مبنی بر گمراه کردن جوانان را چگونه پاسخ داد؟ توضیح دهید. ص28و29

11.  توضیح دهید: سقراط درباره این اتّهام که او خداپرست نیست، در دادگاه چه پاسخی داد؟ ص29

12.  سقراط درپاسخ این سؤال که آیا ابلهی نیست که انسان کاری کند که جانش به خطر افتد؟ چه گفت؟ص30

13.  چه اختلافی میان سقراط و مخالفانش در انگیزه انجام کارها وجود داشت؟ ص30

14.  در نظر سقراط ملاک انجام هر کاری چیست؟ ص30

15.  بـه عقیده سقراط برای شروع هر کاری بهترین مطلبی که باید در نظر گرفته شود چیست؟ ص30

16.  چرا سقراط از مرگ هراسی نداشت؟ ص30و31

17.  سقراط سعادت شهر خود را در .......... می‌دانست و داناترین آدمیان در پیام سروش دلفی ......... بود. ص31و27

18.  الف) به اعتقاد سقراط، گریز از ........... دشوار نیست، گریز از ........... دشوار است. ص32و31 

     ب) به اعتقاد سقراط، بالاترین خدمتی که او در حقّ مردم شهر آتن کرده بود، چه بود؟

19.  سوفسطائیان چه کسانی بودند؟ ص35

20.  دو جنبه‌ی مهمّ پیام سقراط را به اختصار شرح دهید. ص36و37

21.  توضیح دهید مفهوم حقیقی نمی‌دانم از نظر سقراط چیست؟ ص36

* منظور از «نمی‌دانم سقراط» چیست؟

22.  جاهای خالی را با کلمات مناسب مطابق متن کتاب کامل کنید: ص36

   نمی‌دانم سقراط در واقع آوای ............................. و درس آگاه شدن از گوهر ...................... را که در درون هر انسانی نهفته است، طنین‌انداز کرده است.

23.  چرا نمی‌دانم سقراط را نمی‌توان با نمی‌دانم سوفسطائیان مقایسه کرد؟ ص36

       * توضیح دهید نمی‌دانم سقراط با نمی‌دانم سوفسطائیان چه تفاوت‌هایی دارد؟

24.  به نظر سقراط انسان چگونه می‌تواند از وسوسه شکّ و گمان خلاصی یابد و راه حقیقت را بپیماید؟ ص36

25.  کدام مبحث منطق، یادگار مباحث سقراط است؟ آن‌را بطور مختصر توضیح دهید. ص37

26.  توضیح دهید سقراط بهترین راه وصول به‌دانش درست و مطمئن را در چه می‌داند؟ ص37

سؤال‌های تکمیلی درس 5:

1.      سقراط چه مسائلی را مورد تفکّر و تأمّل قرار می‌داد؟ ص23

2.      چه عواملی موجب شد تا توطئه‌ای علیه سقراط طراحی شود؟ ص23

      * چه کسانی با سقراط دشمنی داشتند و علّت آن چه بود؟

3.      از نظر متّهم کنندگان سقراط، جرم او چه بود؟ ص24

      * سقراط به چه اتّهامی به دادگاه فرا خوانده شد؟

4.      کدام سخن ملتوس، سقراط را به حیرت انداخت؟ ص24

5.      از دیر باز چه افترایی را به سقراط نسبت داده بودند؟ ص25

6.       سقراط علّت تهمت‌ها را چه می‌دانست؟ ص25

7.      دانش خاصّ سقراط چه بود؟ ص26

8.      ملتوس، آنیتوس و لیکون متّهم‌کنندگان سقراط، هر یک نماینده چه کسانی بودند؟ ص27

9.      به نظر سقراط ترس از مرگ برای چیست؟ ص30

10.  اختلاف نظر سقراط با دیگران درباره جهان دیگر چیست؟ ص30و31

11.  آخرین سخنان سقراط پس محکومیّت به مرگ چه بود؟ ص32

12.  سقراط نتیجه ناشکیبایی آتنیان را چه می‌دانست؟ چرا؟ ص32

13.  سقراط مرگ را از چه چیزی برتر می‌شمارد؟ ص32

14.  به نظر سقراط چرا گریز از مرگ دشوار نبوده و گریز از بدی شوار است؟ ص32

15.  سقراط چه تصوری از مرگ دارد؟ ص32

16.  زمانی که دوستان سقراط وسایل فرار او از زندان را فراهم کردند، وی چه پاسخی داد؟ ص33

17.  به نظر سقراط یک حکیم چه ویژگی‌هایی دارد؟‌ ص33

18.  سقراط در دفاعیّه خود راز دانایی خود را چه چیزی معرفی کرد؟ ص35

19.  سقراط مأموریت معنوی زندگانی خویش را در چه می‌دید؟ ص35

20.  چرا و چگونه سقراط در برابر سوفسطائیان بپا خاست؟ ص35و36

21.  موفقیّت سوفسطائیان چه نتایج سوئی به دنبال داشت؟ ص35

22.  روش سقراط در مقابله با سوفسطائیان چه بود؟ ص35و36

23.  سقراط گام اوّل در راه کسب حکمت و دانایی را چه می‌داند؟ ص36

24.  سقراط چگونه مخاطب خود را به خود آگاهی می‌رساند؟ ص36

25.  منظور سقراط از «خود را بشناس» چیست؟ و چه می‌آموزد؟ ص36

26.  «نمی‌دانم» سقراط سر آغاز چیست؟ ص36

27.  مبارزه علمی سقراط با سوفسطائیان چگونه است؟ ص37

درس [6] گوهرهای اصیل و جاودانه:

1.      روش افلاطون در مباحث فلسفی چگونه بود؟ افلاطون روش فلسفی خود را از چه کسی آموخته بود؟ص38

2.      دو رساله از افلاطون را نام ببرید و موضوع هر یک را بنویسید. ص39

3.      تفاوت رساله «تئتتوس» و «جمهوری» افلاطون در چیست؟ ص39

4.      نظر پروتاگوراس را درباره شناسایی حواسّ نوشته سپس نتیجه آن را بیان کنید. ص40

5.      با ذکر یک مثال، منظور پروتاگوراس را از جمله (آدمی مقیاس همه چیز است) توضیح دهید. ص40و41

6.    به نظر سقراط، اگر ادراک حسّی حقیقت هر چیز را دریابد، در این صورت همه بحث‌ها و کاوش‌های علمی و فلسفی بی‌معنا خواهد بود. چرا؟ ص41

7.   به نظر سقراط اگر این عقیده که «ادراک حسّی حقیقت همه چیز را در می‌یابد» درست باشد، چه نتایجی از آن ناشی خواهد شد؟ ص41

8.      شناخت (معرفت) حقیقی از دیدگاه افلاطون ، دارای چه ویژگی‌هایی است؟ ص43

9.      ویژگی‌های معرفت حقیقی رااز نظرافلاطون بنویسیدسپس بگوییدهریک ازآن‌ها ضامن چه امری است. ص43

10.  دو ویژگی معرفت حقیقی چیست؟ چگونه به این دو ویژگی می‌توان دست یافت؟ ص43

11.  ویژگی معرفت حقیقی از نظر افلاطون ................. و ............... است. ص43

12.  ویژگی ........... ضامن صحت و درستی یک معرفت و ویژگی ........... ضامن دوام و ثبات معرفت است. ص43

13.  توضیح دهید اینکه افلاطون می‌گوید «ادراک حسّی نسبی است» یعنی چه؟ ص44

14.  نظر افلاطون درباره جهان طبیعت چیست؟ ص44

15.  ابتداء سخن هراکلیتوس را نوشته سپس بنویسید منظور افلاطون از این پیام چیست؟ ص44

16.  آیا به نظر افلاطون «ادراکات حسّی» ما دارای ویژگی‌های معرفت حقیقی هستند؟ چرا؟ ص44

17.  چرا افلاطون ادراک حسّی را شایسته اعتناء نمی‌داند؟ ص44

18.  افلاطون برای رسیدن به معرفت حقیقی چه نظریه‌ای را ارائه می‌دهد؟ ص45

19.  نظریه مُثُل افلاطون را تعریف کنید. ص45

20.  به نظر افلاطون انسان چگونه می‌تواند به معرفت حقیقی دست پیدا کند؟ ص45

21.  راه حلّ افلاطون برای رسیدن به معرفت حقیقی شامل چه مراحلی است؟ ‌شرح دهیـد. ص45

22.  به نظر افلاطون، برای بدست آوردن معرفت حقیقی باید از سطح ........... فراتر رفت و از ابزار دیگری به نام ......... مدد جست. ص45

23.  نظر افلاطون درباره‌ی ادراک عقلانی چیست؟ ص45

24.  منظور افلاطون از مُثُل چیست و رابطه‌ی آن با موجودات این جهان چگونه است. ص45

25.  مرجع کلّیّات را از دیدگاه افلاطون شرح دهید. (با ذکر مثال) ص46

26.  مرجع تصوّرات کلّی (از قبیل عدالت، زیبایی، نیکی) کجاست و چگونه می‌توان آن‌ها را ادراک کرد؟ ص46

    * با ذکر یک ‌مثال توضیح دهید مرجع حقیقی کلّیّات از نظر افلاطون کجاست و چگونه به آن می‌توان رسید

27.  تمثیل غار را درباره نظریّه مُثُل توضیح دهید. ص47

28.  درتمثیل غار افلاطون معتقد است انسان باید چه مراحلی را طیّ کند تا به حقیقت برسدص48و49

    * به عقیده افلاطون زندانی بیرون آمده ازغار چه‌مراحلی راباید طیّ کندتابه دیدار خورشید نایل گردد؟

29.  بر اساس تمثیل غار افلاطون هر یک از مفاهیم زیر را با چه چیزی می‌توانید تطبیق دهید: ص49

1. زندان غار       2. پرتو آتش        3. اشیاء بیرون و انسان‌های در حال رفت و آمد        4. خروج آدمی از غار.         

سؤال‌های تکمیلی درس 6:

1.      سبک دیالکتیک چه سبکی است و اختصاص به چه کسانی داشت؟ ص38

2.      نام دانشگاهی که افلاطون بنا نهاد چه بود؟ و او به کدام‌یک از مسائل فلسفی توجّه شایانی داشته است؟ ص38و39

3.      چه نوع شناختی همیشه برای آدمی از مطلوب‌ترین چیزها بوده است؟ ص39

4.      چرا فیلسوفانی مثل افلاطون در آثار خود به مسأله شناسایی توجّـه شایانی نشان داده‌اند؟ ص39

5.      افلاطون در بحث‌های خـود درباره مسأله شناسایی، کدام سؤال اساسی را مطرح می‌نماید؟ ص39

6.       کسی که می‌خواهد مطلبی را توضیح دهد باید چگونه سخن بگوید؟ ص40

7.      چگونه افلاطون نظر پروتاگوراس را درباره شناسایی ردّ می‌کند؟ ص42و43

      * افلاطون چگونه ثابت می‌کند که ادراک حسّی تنها راه شناسایی حقیقی نیست؟

      * آیا شناسایی حسّی یقین‌آور است؟ توضیح دهید.

8.      آیا شناسایی معتبر (حقیقی) و ادراک حسّی واقعاً هر دو یک چیز هستند یا دو چیز مختلف؟ توضیح دهید. ص42و43

9.      افلاطون با انتقاد از ادراک حسّی در نهایت چه نتیجه‌ای می‌گیرد؟ ص43

10.  به نظر افلاطون، با بکار بردن چه روشی می‌توان به معرفت حقیقی دست یافت؟ و چه چیزی آدمی را در این راه آماده می‌کند؟ ص43

11.  آیا به نظر افلاطون می‌توان با ادراک حسّی به شناسایی معتبر دست یافت؟ چرا؟ ص44

     * دلایل نارسایی حواسّ از نظر افلاطون را بنویسید.

12.  افلاطون درباره وجود تغییر و دگرگونی در طبیعت، عقیده کدام فیلسوف را پذیرفته بود؟

13.  پیام هراکلیتوس در بی‌قراری جهان مادّی را بنویسید. ص44

14.  آیا بی‌اعتباری حواسّ در فلسفه به معنی این است که تمام ادراکات حسّی ما بی‌اعتبار است؟ توضیح دهید. ص44 پاورقی

15.  نظریه مُثُل از کیست؟ ص45

16.  آیا افلاطون به شهود عقلانی معتقد است؟ توضیح دهید. ص45

17.  اصطلاحات زیر را تعریف کنید: مثال ـ ایده ـ مُثُل. ص45

18.  از نظر افلاطون، تصوّرات کلّی بر چه چیزهایی دلالت می‌کنند؟ ص46

19.  افلاطون «تمثیل غار» را به منظوری به کار برده است؟ ص46و47

20.  افلاطون سیر عقلانی به سوی معرفت حقیقی را در کدام کتاب و به کمک چه تمثیلی بیان کرده است؟ ص46و47

21.  اگر کسی از زندان غار رهایی یابد، باید به ترتیب به شناخت چه اموری بپردازد؟ ص48و49

22.  مراحل سیر عقلانی به سوی معرفت حقیقی را از دید افلاطون بنویسید. ص48و49

     * مراحل سلوک سالک به سوی معرفت حقیقی را از نظر افلاطون بنویسید.

23.  تمثیل غار و سیر عقلانی به معرفت حقیقی را با هم مقایسه کنید. ص49

24.  از نظر افلاطون آدمی در پایان سیر و سلوک چه چیزی را در می‌یابد و چه چیزی را تصدیق می‌کند؟ ص49

     * افلاطون بعد از طرح «مُثُل» به چه نتیجه‌ای می‌رسد؟

25.  منظور افلاطون از «مثال نیک یا خیر یا زیبا» چیست؟ ص49

درس [7] علّت‌های چهارگانه: 

1.      نقش و تأثیر ارسطو در دانش بشری چه بوده است؟ ص51

2.      روش فلسفی ارسطو به چه نامی معروف شد؟ سه تن از پیروان مسلمان ارسطو را نام ببرید. ص51

3.      ارسطو در قرن ............ می‌زیسته است. لقب او .............. بود. او شاگرد ............... بود و روش فلسفی او به ............ معروف شد. ص51

4.      دو تن از پیروان مسلمان و یک نفر از پیروان مسیحی ارسطو را نام ببرید. ص51

5.       ارسطو چگونه فیلسوفی است؟ و به چه موضوعاتی علاقه‌مند بود؟ ص52 

6.       ارسطو «علم فیزیک» را چگونه تعریف کرده است؟ ص52

7.      هدف ارسطو از شناخت طبیعت چیست؟ ص52

8.       در مثال خیّاط، پارچه چه نوع علّتی است؟ ص52

9.      ارسطو برای توجیه عقلانی هر پدیده‌ای از چه امری استفاده کرده است؟ ص53

      الف) عالم مثل     ب) علل اربعه      ج) ادراکات حسّی    د) تغییر و تحوّل پدیده‌ها 

10.  ارسطو در کدام‌یک از آثار خود به بیان علل اربعه می‌پردازد؟ ص53

11. علل چهارگانه ارسطو را براساس تعریفی که خود او در کتاب«طبیعیّات» آورده بنویسید.ص53و54             *         

علل اربعه را از نظر ارسطو نام ببرید و هر کـدام را با ذکر مثال تعریف کنید.

12.  در هر یک از نمونه‌های زیر، نوع علّت را مشخص کنید: ص53و54  

         1. ناطق نسبت به انسان.                                  2. جوجه نسبت به مرغ.  

         3. تندرستی نسبت به پیاده روی.                        4. درودگر نسبت به پنجره.

         5. نویسنده نسبت به کتاب.                                6. سنگ مرمر نسبت به تندیس.

13.  در جمله زیر علّت‌های چهارگانه را مشخص کنید: ص53و54

14.    «‌هنرمندی مجسمه‌ی طلایی را بخاطر تزئین تالار ساخت»

15.  علّت فاعلی و علّت مادی را با مثال تعریف کنید. ص53و54

16.  علّت غایی را با ذکر مثال تعریف کنید. ص54

17.  علّت صوری را تعریف کرده، نسبی بودن مادّه و صورت را با ذکر مثـال توضیح دهید. ص54و57

18.   کدام علّت بیانگر جنس و کدام علّت بیانگر ماهیّت و نوع یک پدیده است؟ ص54

19.   در این مثال علّت غایی را بیابید و از نظر ارسطو تعریف کنید: «علیّ برای تندرستی پیاده‌روی می‌کند».  ص54

20.  در این بیان بهمنیار [... اگر جُزوی بود از وجود او: یا آن جُزو به قوّت بود و بس، یا آن بود که بدو چیزی به فعل آید ....] کدام علل مطرح است؟ ص54 

21.   ازدیدگاه ارسطومنظورازعلّت‌های درونی وعلّت‌های بیرونی یک‌پدیده چیست با مثال شرح دهید. ص54

22.   علل بیرونی اشیاء را نام ببرید و برای هر یک از آن‌ها مثالی بنویسید. ص54

23.  علّت‌های بیرونی (از علل چهارگانه) را نام ببرید و برای هر یک مثالی بنویسید. ص54   

24.  از دیدگاه ارسطو علّت صوری و ........ از علّت‌های ........ یک پدیده هستند و علّت فاعلی و ........ از علّت‌های ........ به حساب می‌آیند. ص54

25.  ارسطو علّت فاعلی را در حرکات طبیعی چگونه تفسیر می‌کند با ذکر مثال توضیح دهید. ص55

26.  شیخ الرّئیس، علل حرکت اجسام را چگونه تفسیر می‌کند؟ ص55و56

27.  اگر سنگی از بلندی سقوط کند، ارسطو علّت فاعلی آن را چگونه بیان می‌کند؟ ص55

28.   ارسطو در مقابل این سؤال که چرا سنگ سقوط می‌کند و یا چرا شعله آتش بالا می‌رود چه پاسخی می‌دهد؟ ص55

29.  منظور از طبیعت جسم چیست؟ با ذکر مثال آن را توضیح دهید. ص56

30.  درنظر ارسطو علّت فاعلی بر چند قسم است؟ با ذکر مثال توضیح دهید. ص55و56

31.  ابتداء مادّه یا هیولا را طبق نظر ارسطو تعریف کرده سپس برای آن یک مثال بنویسید. ص56

32.  چرا علّت مادّی نیاز به علّت فاعلی دارد؟ توضیح دهید. ص56

33.  علّت مادّی در نظر ارسطو چیست و چگونه به مرحله فعلیّت نایل می‌شود؟ ص56

34.  ارسطو مرگ و ولادت را چگونه تبیین می‌کند؟ ص57

35.  با مثالی توضیح دهید که « مادّه و صورت نسبی هستند» یعنی چه؟ ص57

36.  جاهای خالی را کامل کنید. ص57و54و56

         الف) در نظر ارسطو آنچه شدنی است ............. و آنچه بودنی است ............ نام دارد.

         ب) علّت‌های .............. و .............. علل بیرونی اشیاء می‌باشند.

         ج) دانه لوبیا برای گیاه لوبیا در حکم علّت .............. است.

         د) ارسطو علّت فاعلی درونی را که مبدأ حرکت و سکون در اجسام می‌باشد ........ می‌نامد.

         ه) در نظر ارسطو ..... وجود بالقوّه و مایه‌ی اوّلیّه است که در اثر تغییر و تحوّل به ...... می‌رسد.‍

37.  جوجه نسبت به تخم مرغ .......... است و نسبت به مرغ .......... است. ص57

         الف) فاعل ـ غایت     ب) مادّه ـ صورت      ج) صورت ـ مادّه       د) غایت ـ فاعل

38.  در نظر ارسطو، نسبت یک صورت به صورت بالاتر از خود چیست؟ ص57  

         الف) غایت آن است.      ب) فاعل آن است.       ج) مادّه آن است.       د) صورت آن است.

39.  میل طبیعی در درون اشیاء را باانگیزه و نیّت در ذهن انسان از دیدگاه ارسطو مقایسه کنید.ص58

40.  علّت غایی برای ارسطو مفهوم گسترده‌تری دارد، توضیح دهید. ص58

41.  به نظر ارسطو کدام علّت نظم و هماهنگی و هدفداری را در نظام طبیعت تأمین می‌کند؟ آن را توضیح دهید. ص58و59

42.  از نظر ارسطو فلسفه چگونه دانشی است؟ و وظیفه فیلسوف چیست؟ ص59        

43.  وظیفه‌ی فیلسوف از نظر ارسطو چیست؟ ص59

         الف) تفسیر جهان هستی از افق مثل            ب) تفسیر جهان ماوراء طبیعت از افق علل اربعه

         ج) تفسیر جهان هستی طبق ادراک حسّی  د) تفسیر جهان هستی از افق علل اربعه

 سؤال‌های تکمیلی درس 7:

1.      معلّم اوّل لقب کیست؟ ص51

2.      چه مسئله‌ای بیش از هر چیز ذهن ارسطو را به خود مشغول کرده بود؟ ص52

3.      ارسطو در توجیه حرکات طبیعی می‌کوشد تا چه چیزهایی را شناسایی کند؟ ص52

         * ارسطو حرکات طبیعی را چگونه توجیه می‌کند؟

         * ارسطو به عنوان یک فیلسوف طبیعت شناس چه هدفی را دنبال می‌کند؟

4.      چهار علّت اصلی را در چه اموری می‌توان تشخیص داد؟ آن علل را نام ببرید. ص52

         * علل اصلی حرکت و تحوّل در طبیعت از نظر ارسطو را نام ببرید.

5.      سخن بهمنیار بن مرزبان را در تفسیر نظر ارسطو درباره علل اربعه بنویسید. ص54

6.       کتب زیر از کیست؟  ص53 تا55

         الف) طبیعیّات                      ب) التّحصیل       ج) شفا .

7.      رئیس حکمای مشّائی را نام ببرید. ص55

8.      ابن سینا در توضیح مقصود ارسطو در مورد علّت فاعلی چه می‌گوید؟ ص55و56

9.      معنی لغوی هیولا را بنویسید. ص56 پاورقی

10.  این عبارت ارسطو راتوضیح دهید «آنچه شدنی است مادّه است و آنچه بودنی است صورت».ص57

11.  از نظر ارسطو: آنچه شدنی است .......... است و آنچه بودنی است .......... . ص57

12.  طبیعت و صورت را مقایسه کرده و بنویسید چه ارتباطی با هم دارند؟ ص57

13. عبارت زیر را توضیح دهید: «صورت همان طبیعت است آنگاه که به عنوان مبدأ حرکت و سکون در یک شیء‌ در نظر گرفته شود». ص57

14.  چه چیزی در انسان ضامن حرکت برای به دست آوردن چیزی است؟ ص58 

15.  ضامن حرکت مادّه اشیاء به سوی بالاترین صورت و فعلیّت چیست؟ ص 58

16.  این عبارت ارسطو بیان‌کننده کدامیک ازعلل اربعه است«طبیعت هیچ‌گونه کار بیهوده انجام نمی‌دهد».ص58

17.  نظر ارسطو درباره علّت غایی در کلّ جهان طبیعت چیست؟ ص58

18.  ارسطو علّت غایی در جهان طبیعت را به چه چیزی تشبیه کرده است؟ ص58 

19.  ارسطو عالم طبیعت را چگونه ترسیم می‌کند؟ ص58و59

20.  در نظر ارسطو، علّت غایی در طبیعت چگونه عاملی است؟ ص59

21.  از نظر ارسطو چه چیزی جهان را هماهنگ و هدفمند قرار داده است؟ ص59

22.  به نظر ارسطو علّت غایی در عالم طبیعت چه وظیفه‌ای را به عهده دارد؟ ص59

23.  ارسطو مبادی شناخت حقایق جهان را چه می‌داند؟ ص



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

خلاصه فلسفه سوم انسانی

خلاصه فلسفه سال سوم انسانی

 

 

درس  اول -  فلسفه چیست ؟

نکات:

-- فلسفه ریشه یونانی دارد و معرب کلمه فیلوسوفیا است.

-- فیلو سو فیا از دو کلمه فیلو(دوستداری) و سوفیا(دانایی) تشکیل شده است.

--  اولین کسی که خود را فیلوسوفوس نامید فیثا غورث بود.

--  کلمه سوفیست نام گروهی است دریونان پیش از سقراط.

--  کلمه سوفیست درابتدا به معنای دانشمند به کارمی رفت ولی به تدریج مفهوم مغالطه کار گرفت .

-- کلمه فیلسو فوس(فیلسوف) به معنای دانشمند و کلمه فلسفه به معنای دانش است.

--  افلاطون نیز سقراط را با لقب فیلو سوفوس یاد کرده است.

-- سقراط به دلیل تواضع و فروتنی و برای هم ردیف نشدن با سوفیست ها مایل نبود او را سوفیست بخوانند

 

عقاید سوفیست ها:

--این گروه ادراک انسان را مقیاس حقیقت و واقعیت می گرفتند.

-- می گفتندهرکس هرچه خودش بفهمد همان واقعیت و حقیقت است.

اصطلاح فلسفه در بین مرد م:

کلمه فلسفه در بین مردم به معنای دلیل حادثه ها و توضیح و تبیین آنهاست به عبارت دیگر: به  معنای  تبیین  عقلانی   یک واقعه یا پدیده است.

پس  بین  فلسفه  رایج  بین مردم و فلسفه به معنای یک علم خاص در تبیین عقلانی واقعه یا پدیده ها مشترک است.

 

چرا انسان به دنبال فلسفه می رود؟

1-انسان  پیوسته  می کوشد تابا عقل خود به راز و رمزحواد ث وپدیده های طبیعی  اجتماعی تاریخی و... پی ببرد واز

حقایق آنها آگاه شود.(گشودن راز و رمزپدیده ها و حوادث)

2-انسان  همیشه  در مقابل  حوادث جهان دچار حیرت می شود و برای از بین بردن این حیرت و فهم حقایق به سوی

فلسفه می رود.(از بین بردن حیرت و فهم حقایق)

 

علوم تجربی:مجموعه منظمی از نتایج تلاش های انسان برای درک بهتر پدیده های طبیعت

 

 

رابطه فلسفه و علوم طبیعی

 

علوم طبیعی (فیزیک.شیمی.زیست شناسی) بر چند اصل

مهم  استوار  است  که  این اصول لنگر گاه و ستونهای محکم

محافظ این علوم هستند این اصول عبارتند از:

1-                 موافقت داشتن جهان.

2-                 قابل شناخت بودن طبیعت.

3-                 درستی روش تجربه و آزمایش.

4-                 یکسان ویکنواخت عمل کردن طبیعت یعنی:

الف:طبیعت همیشه به صورت یکنواخت و مشابه عمل می کند.

ب  :یعنی در شرایط مشابه نتایج مشابه بدست می آید.

5-   طبیعت همه موجودات از اصل علیت

 

رابطه فلسفه و علوم طبیعی

 

درست است که اصول ذکر شدهدر بالا پایه های اصلی علوم طبیعی هستند ولی هیچ کدام از آنها در علوم طبیعی مورد بحث قرار نمی گیرند و اثبات این اصول به وسیله ی فلسفه ی علوم طبیعی است.

خلاصه:فلسفه ی علوم طبیعی اصول محافظ این علوم را

مورد برسی قرار داده و با تبیین عقلانی اثبات می کند و در اختیار دانشمندان علوم طبیعی قرار می دهد.

 

س

1-        در همه علوم برای بیان قوانین از مفاهیم علت ومعلول استفاده می شود

2-        در پرتو قائده ی مهم علیت است که تمام تحقیقات علمی معنا پیدا می کند

3-        همه ی قوانین علمی بر پایه علیت بنا شده است

4-        معنای علیت این است که :امکان ندارد هیچ حادثه ای در جهان بی علت

اتفاق بی افتد و یا مو جودی خود به خود یا بدون یک عامل دیگر بوجود آید یعنی

(هر معلولی  علت دارد)

 

 

درس دو

رابطه ی فلسفه و علوم انسانی

 

رابطه ی فلسفه با روانشناسی :

تعریف روانشناسی:روانشناسی علمی است که درآنحالات روانی و رفتاری آدمی برسی می شود

دو مسئله ای که فلسفه را با روانشناسی ارتباط می دهد عبارتند از:

1_   مسئله ی روح:بعضی از روانشناسان پیرو فلاسفه ای هستند که انسان را صاحب یک روح غیر مادی می دانند اینها نظریاتشان با روانشناسان دیگر که پیرو فلاسفه ی دیگر هستند فرق می کند.

2_شناخت یا معرفت: مسئله ی شناخت یا معرفت با اینکه از بحث های مهم فلسفه است یکی از افعال روانی انسان است و در روانشناسی هم مطرح می شود.

رابطه فلسفه با جامعه شناسی

تعریف جامعه: جامعه عبارت است از اجتماع گستردهی از مردم با عقایدو سنت ها و منافع مشترک برای رسیدن به هدف مشترک.

دو مسئله ای که فلسفه را با جامعه شناسی ارتباط می دهدعبارت اند از:

1-                 اصالت فرد و اصالت جامعه: درجامعه شناسی اینکه فرد ا افراد جامعه اصالت دارند یا اینکه جامعه وجودی مستقل و اصیل دارد در جامعه شناسی مطرح است و این بحث خود به خود یک بحث فلسفی است.

2-                 انسان و پایگاه طبقاتی او :بعضی از فلاسفه معتقدند که انسان آزاد است و پیرو نظام طبقاتی نیست  بعضی فلاسفه ی دیگر اعتقاد دارند که انسان تابع پایگاه طبقاتی خود است و نمی تواند از طبقه ی خود فراتر رود جامعه شناسانی که پیرو هر گروه این فلاسفه باشند نظریه هایشان در این بحث روانشناسی فرق می کند و آزاد بودن انسان یا تابع شرایط پایگاه طبقاتی خود بودند یک بحث فلسفی است.

رابطه ی فلسفه وعلم سیاست (حکومت داری):

نظر مارکسیسم در مورد حکومت چیست؟)

این مکتب اعتقاد  دارد که حکومت حق طبقه ی پرولتاریا(کارگر) است و هر چه کارگران بگویندمشروعیت سیاسی دارند.

(نظر جامعه شناسان غربی در مورد حکومت (دموکراسی یا مردم سالاری)

حکومت متعلق به اکثریت مردم جامعه است و اقلیت باید تابع اکثریت باشد .

نظر اسلام در مورد حکومت

در اسلام حکومت از آن خداست و کسی مشروعیت سیاسی (ولایت) پیدا می کند که حکم خدا را بیان می کند .

حکومت دیکتاتوری یا استبدادی:

در این نوع حکومت فرد دیکتاتور به عنوان حاکم هر چه بگوید یا بخواهد باید اجرا شود.

نکته: اینکه حکومت چیست و حق چه کسی است نیاز به تبیین عقلانی دارد و مربوط به حوزه ی فلسفه ی علم سیاست است.

رابطه ی فلسفه و علم اخلاق :

در علم اخلاق مسائل زیر مطرح می شود:

الف: چه کاری خوب و چه کاری بد است.

ب:چه کاری را باید وچه کاری را نباید انجام داد.

ج:ارزش های اخلاقی نسبی هستند تابع فرد هستند یا تابع جامعه پاسخ گوئی به این سوال ها نیاز به یک مبنای اخلاقی داردکه جای بحث آن در فلسفه ی عتم اخلاق است.

رابطه ی فلسفه و هنر:

اینکه چه چیزی زیبا و چه چیزی زشت است یا اینکه بشر حقیقت زیبایی را می فهمد یا نه محتاج به تبیین عقلانی است و جای طرح آن در فلسفه ی هنر است

رابطه ی فلسفه و علم حقوق:

مسائل زیر در علم حقوق مطرح است:

الف:جرم چیست؟

ب:چه کسی باید برای مجازات مجرمان قانون وضع کند.

ج: چرا مجرمین باید مجازات شوندتمام این مسائل نیاز به تبیین عقلانی دارد و جای طرح آن در فلسفه ی علم حقوق است.

  

درس سه            تعریف فلسفه

فلسفه عبارت است از تلاش وکوشش برای فهم علت حقیقی رویدادها ودرک مبانی واصول علوم تجربی و انسانی

نگاه فلسفی نگاه ریشه یاب است و فیلسوف میکوشد تا از ظاهر پدیده هافراتر رفته وانها از درون وباطن بشناسد

نکته :هر علمی دریک زمینه خاص (مطالعه) وتحقیق می کند  برای مثال:درعلم ریاضی تمام اشیاازجهت کمیت ومقدار بررسی میشود

در فیزیک تمام اشیا از نظر خواص ماده مثل سردی وگرمی و حرکت وسکون بحث می شود

درزیست شناسی تمام موجودات زنده از ان حیث که زنده اند مورد بررسی قرار می گیرند

در فلسفه اولی :تمام موجودات ازان جهت که هستی دارند

(وجود دارند) مورد بررسی قرار می گیرد

تعریف فلسفه اولی یا ما بعد الطبیعه

علم به احوال موجودات ازجهت وجود داشتن انها نه از ان جهت که کمییت دارند

مسائلی که در فلسفه ی اولی مطرح می شودعبارت اندز

هستی و چیستی (وجود و ماهیت) در وجود بحث از هستی و بودن و نبودن است ولی ماهیت چیستی و ویژگی های ذاتی یک شئ است

بحث علت ومعلوم ( رابطه ی علیت ) اینکه هر معلومی علتی دارد. این رابطه به اصل هستی برمی گرددویامربوط به یکی از خصوصیات هستی است 

بحث و حدث وکثرت:یکی از بحث های ما بعد الطبیعه این است که درمیان موجودات هم وحدت میبینیم وهم کثرت مییابیم .

(اگر کثرت در کار نبودنمی توانستیم اشیاراازیکدیگرجداکنیم واگروحدت نبودنمی توانستیم میان اشیا همانندی ومشابهت تشخیص دهیم وانها را دسته بندی کنیم

مهمترین مصداق فلسفه : هستی و وجود:حقیقی ترین واصلی ترین مبنایی است که همهی خصوصیات اشیاوپدیدهها به آن باز می گردد

هستی شناسی یابعد الطبیعه یا فلسفه ی اولی:یعنی شناخت مطلق وجودپس مهمترین مصداق فلسفه فلسفه اولی است وفلسفه ی اولی سراسرهستی راموردمطالعه خود قرار می دهدتا به تبیین عقلانی احکام ان بپردازد.

 

 

 

 

 

درس چهارم

نخستین فلاسفه بزرگ

 

اغاز فلسفه

طبق نظر تاریخ نگاران فلسفه اولین تفکر بشر پیرامون هستی ابتدایی با باور های دینی همراه بوده است و به----------------شده است  . سر چشمه ی اندیشه ی بشر پیرامون هستی را باید در پند های دینی مردم مشرق زمین جستجو کرد.

اما نخستین مجموعه ای که جنبه ی فلسفه داشت مربوط به یونان باستان است و به همین جهت یونان را مهد تفکر فلسفی می دانند .

چرایونان رامهد تفکرمی نامند

1 فلسفه وسعت یافت      2زبان رمزو--------- درتفسیرجهان به زبان------- تغیریافت

3--------فلسفی بنیان گزاری شد

4تعلیم واموزش فلسفه عمومیت یافت

 

زادگاه فلسفه یونان واقع در غرب اسیای صغیر (ترکیه ی کنونی ) که - ------ که نامیده می شد می باشد فلسفه شش قرن پیش از میلاد پایه گذاری شد.

اولین چیزی که ذهن دانشمندان قدیمی را به خود مشغول کرد تبعین عقلانی دگرگونی های بوده که در عالم طبیعت

رخ می داد مانند بهارو خزان  سرما و گرما  مرگ و زندگی

نتایج آرا متضاد جهان  شناسان باستان و مردم :

1_ایجاد نوعی تشویش و نگرانی در مردم ان روزگار

2_------اعتمادی نسبت  به دانش و اندیشه  در ذهن ها پراکنده شد

 

حقایق نتایج سو فسطایان در جامعه :

1- مناری بی اعتباری علم و دانش

2- به جای شناخت صحیح از جهان (که ان را بیهوده می دانستند آموزش علم سیاست و فن ---------)

3- این شعبه که هیچ حقیقتی در جهان وجود ندارد و حق و باطل را نمی توان از هم جدا کرد در بین مردم رواج دادنند .

4- می گفتند سلیقه ی افراد معیار تشخیص حق از باطل است .

5- اعتقاد پرو تا گورس ازسوفلسفیان یونان باستان است قرن پنجم قبل ازمیلادی اولین کسیبودکه دربرابرتعلیم -------دریافت می کرداومعتقدبود 1همه چیز-----وموقتی است 2حقیقت بهمعنای دانش پایداروثابت---------بهدست نمی آید 3-----------انسان معیارهمه چیزاست 4سه جنبه خصوصی وشخصی دارد 5هرکس هرچه بپنداردوتخیل کندبرای اوحقیقت دارد  اعتقادات گرگیاس : اواصل شناخت راانکار  کرد و معتغد بود که:

اولا هیچ چیز وجود ندارد

ثانیا فرض وجود برای انسان شناختی نیست

ثالثا اگر شناختی هم باشد قابل تعلیم نیست

واین اعتقادات دقیقا نقطه ی مقابل اعتقادات پرو تا گورس است.

سوفسطایان با مغالته کار خود مبانی علم وحقیقت را متزلزل ساختند و موجی از نا باوری و شکایاک در فضای فکری روزگار خویش منتشر ساخت.

نقش سقراط در احیای تفکر فلسفی یا اصیل

1- سقراط انسان ها را به تعمل و تفکردر نفس خویش دعوت می کرد تا در درون خود گوهر اللهی را کشف کنند.

2- شالوده ی تفکر فلسفیاصیل را استوار ساخت

3- توجه انسان ها را به قوه ی تعقل جهل کرد که به کمک آن می توان هم معرفت تعیینی را بدست اورد و فضایل اخلاقی  را کسب کرد و به خاطر همین دلایل سقراط بنیان گزار فلسفه دانستند.

 

سقراط را سخن گوی فلسفه دانستند  چون:

1- او در تعلیم حکمت شیوه ی پیامبر گونه داشت

2- خود را مامور خداوندیدانست که مردم -----الودگی و شک و تردیدپاک کند .

3-جو یندگی حقیقت خصوصیات ممتاز سقراط بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

درس پنجم

شهید راه حکمت 

عقاید سقراط :

1-                 ثروت فضیلت به بار نمی اورد بلکه از فضیلت است که ثروت و هر چه که برای افراد و  جامعه سودمند است  به دست می اید.

2-                 ارشاد مردم رسالتی است که خداوند با نداههای غیبی و در رویاها بر عهده ی سقراط نهاده است.

3-                 وظیفه خاص تشخیس حق از باطل است و وظیفهی -------صداقت و راستگویی است.

4-                 دانای حقیقی کسی جزء خدا نیست و ------------------------------------------------------------

5-                 دانا ترین ادمیان کسی است که چون سقراط بداند که هیچ نمی داند.

6-                 ترس از مرگ جزءاین نیست که ادمی خود را نسبت به مرگ دانا پندارد  بی انکه دانا باشد یعنی اینکه  چیزی راکه گمان می کند می داند نمی داند.

7-                 من تنها از چیز های می ترسم  که می دانم به راستی زیان اور است مانند بی اعتنایی به قانون و سر پیچی از فرمان کسی که بهتر از من است خواه خدا باشد خواه ادمی

8-                 هیچ سعادتی برای شهر من بالاتر از خدمتی که من به پیروی از خدا به شما می کنم نیست تا بفهمند تا چه اندازه نادان هستند.

9-                 سقراط می خواست به جوانان و پیران ثابت کند که پیش از انکه در اندیشه ی  جسم و مال و مقام باشند باید به روح خود بپردازند و در تربیت ان بکوشند.

10-             سقراط مرگ را از زندگی که بازاری و طلب ترحم همراه باشد برتر می شمرد.

11-             گریز از مرگ دشوار نیست بلکه گریز از بدی ها دشوار است زیرا بدی از مرگ-----------------

12-             مرگ از دیدگاه سقراط عبارت است از انتقال به جهان دیگر و هم نشینی با----------------------

اتهام سقراط در دادگاه هلیاست:

1-             انکار خدایان و از خدایان جدید سخن گفتن

2-             گمراه کردن جوانان از دین و ایین پدرانشان

سقراط علت تهمت های  که به او زده شد چه می داند؟

-------------------------------------به من ابلاغ کرده است که هیچ کس دانا تر از سقراط نیست  چون می دانستم که دانا نیستم برای پیدا کردن راز این ابهام ندایی به سراغ دانایان شهر رفتم و ضمن گفتگو و بحث با انها دریافتم که هم من و هم آنها دانا نیستیم و فرق من با انها این بود که آنها نمی دانستند که نادانند و من می دانستم و تنها در همین نکته ی کوچک از انها داناتر بودم  و ازمودن تمام دانایان شهر همین نتیجه را به دنبال داشت و چون نادانی آنها برای خودشان و دیگران آشکار شد با من دشمنی کردند و به من تهمت زدند

متهم کنندگان سقراط چه کسانی بودند و هر کدام نماینده ی چه گروهی بودند؟

1-                 ملتوس:نماینده ی‌ شاعران

2-                 آنیتئوس:نماینده ی پیشه وران  و منتقدان

3-                 لیکون: نماینده ی خطیبان و وکیلان

جواب سقراط به اتهام انکار خدا:

سقراط در جواب این انکار گفت: ایا ممکن است کسی وجود اسب را انکار کند ولی وجود  زین و لگام  و دهنه و سایر امور مربوط به اسب را بپذیرد ؟ آیا کسی پیدا می شود که علم و قدرت و عدالت فوق بشری داشته باشد ولی وجود خدا را منکر شود.

 

جواب سقراط به اتهام گمراه کردن جوانان:

سقراط به ملتوس  و حصار ثابت کرد که انها هیچ درک روشنی از تربیت جوانان ندارند و این تهمت، تهمت بی مورد است

دو جنبه ی مهم پیام سقراط به مردم :

جنبه ی اول:نمی دانم سقراط گامی به سوی خود اگاهی.

1-                 اولین گام در راه کسب حکمت و دانایی«خود اگاهی» است.

2-                 نمی دانم سقراط در واقع آوای خویشتن شناسی  و اگاه شدن از گوهر تابناک انسانیت که درون هر انسانی نهفته است.

3-                 نمی دانم سوفسطایان معنایی جزء «نمی توانم بدانم» در بر نداشت و هیچ معیار ثابتی در شناخت و عمل در اختیار بشر نمی گذاشت و بشر در دیدگاه سوفسطایان محکوم جهل و شک و بی اعتمادی است.

4-                 شعار«خود را بشناس» از طرف سقراط پرده ای از جهل مرکب در برابردیدگان بر می دارد و به همه می اموزد که که با تکیه بر عقل خدادادی از وسوسه و شک و گمان خلاصی یافت و راه حقیقت را پیمود.

5-                 نمی دانم سقراط سر آغاز راه حکمت و معرفت و همراه همیشگی جوینده حقیقت است

جنبه ی دوم:بحث معّرَف و معرِّف :یادگار سقراط است او می گوید: هر چیزی از تعریف ثابتی برخوردار است . اگر به تعریف اشیاء برسیم به دانش درست و مطمئنی دست پیدا کردیم.

 

 

 

 

                                           

 

درس ششم

گوهرهای اصیل و جاودان

معرفت واقعی باید دو ویژگی داشته باشد که هر کدام از انها ضامن چیز دیگری است که عبارتند از:

1- خطاناپذیر بودن :    ضامن صحت و دورستی یک معرفت است

2- به امور پایدار تعلق داشتتن :      ضامن ثبات و دوام آن معرفت

شناسایی واقعی طبق نظر افلاطون کجاست؟

1-  طبق نظر افلاطون برای بدست آوردن معرفت حقیقی باید از سطح هواس بالاتر رفت وبه کمک قوه ی عقل خطا نا پذیری معرفت حقیقی را تامین می کند.

2-       طبق نظر افلاطون طبیعت در حال حرکت و دگرگونی است

و در ان چیز ثابت وبادوام پیدا نمی شود و برای اینکه در معرفت حقیقی به امور پایدار برسیم باید از جهان محسوسات فراتر رفته و ان را در جهان برتر جستجو کرد

عالم مثل

 

طبق نظر افلاطون جهان مادارای طبیعت عالم مثل است که اصل وحقیقت تمام موجودات جهان درآن جهان است که به هر کدام ازآنهامثال گفته می شودوجمع انهامثال نامیده می شود

مثل گوهرهای اصیل وجاودانه هستندکه موجودات این جهان همگی بدل انها محسوب می شوند

با ذکر مثال توضیح دهید مرجع حقیقی کلیات ا ز نظر افلاطون کجا قرار دارد

0مرجع کلیات:

هرکدام از اشیاءاین جهان دارای یک امر کلی هستند وزیرمجموعه ان امر کلی (تصورکلی)از دید افلاطون از همه تصورات کلی از قبیل زیبایی ونیکی و...

عبارت اندز ...دارای مرجع حقیقی هستند که انهارابایددرعالم مثل سراغ گرفت وتنها  یک سیر عقلانی است که می توان انها راچنان که هستند اداره  کرد.

ایا حواس انسان برای درک کامل حقیقت کافی است اگرنه چرا ؟خیر:چون 1-حواس ما پیوسته در معرض خطا ولغزش هستند

3-  حواس با اموری سروکار دارند که در انهاهیج گونه ثبات وپایداری نمی توان سراغ گرفت (حواس فقط عالم محسوسات درک می کند)

نتیجه :بر اساس دوموردثابت شده بالاحواس انسان هیچ کدام از ویژگی های معرف حقیقی راتامین نمی کندپس برای شناسایی حقیقت کافی نیست.

نکات مهم درس :

1-افلاطون در شهراتن دانشگاهی به نام اکاد می بنیان نهاد

2- روش افلاطون درفلسفی سبک گفت وگوی عقلانی است که به دیالکتیک معروف است وان راازسقراط اموخته است.

3- شناخت .ومعرفت حقیقی باید همراه با یقین باشد و اعتبار‌ان باگذشت زمان و تغییر شرایط روزگار کم نشود

4- افلاطون دو  رساله دارد

الف: رساله ----------- :این رساله در باب شناسایی اراء نادرست درباره ی شناخت معرفت و انتقاد از انها است

ب:جمهوری: این رساله در باب اراء ونظریات افلاطون درباره ی شرایط شناسایی حقیقی است و از مهم ترین رساله ی افلاطون به شمار می آید.

5_ افلاطون تمام بحث های خود را از زبان سقراط بیان می کند.

6_ هر کس بهترین ---------برای احساس های است که بدست می اورد

7_ منظور از کلیات: تمام تصورات جزئی در عالم هر کدام زیرمجموعه ی یک سری تصورات کلی هستند.

 

 

تمثیل غار

افلاطون کل عالم رابه یک غار تشبیه می کند  . تمام انسان ها را داخل این غار تصور می کند که بعه صندلی هایی بسته شده اند که روی دید انها به سمت دیوار اخر غار است که به هیچ عنوان قدرت برگشتن ندارند از در غار تشعشعات نور به داخل غار می تابد.

موجوداتی که پشت سر انسان ها بسته شده اند و مشغول فعالیت های روزانه هستند در شعاع این نور مشخص شده و سایه انها بر دیوار پایینی غار می افتد.

انسان های که بسته شده اند خیال می کنند که تمام حقیقات موجودات همین سایه ها هستند و حقیقت دیگری وجود ندارد.

حال اگر بتواند زنجیر های خود را پاره کند و روی خود را به سمت در غار بر گردانند می بیند انچه تا کنون می پنداشته  واقعیت است تنها سایه های بوده از موجودات عالمی بالاتر از این عالم که موجوداتی که می دیدهخ همه بدن ان موجودات عالم بالاتر بوده است

افلاطون آن عالم بالاتر را عالم مثل می نامد

 

 

 

 

 

درس هفتم

علت های چهار گانه

طبق نظر ارسطو برای به وجود امدن یک موجود یا یک پدیده چهار علت دخالت دارد ::

1-                 علت فاعلی: ان عاملی که با عمل خود چتری را به وجود می اورد هر سازنده ای که محصولی تولید می کند

2-                 علت مادی : آن چتری است که----- هر موجودی را تشکیل میدهد مانند کاغذ که جنس کتاب راتشکیل می دهد.

3-                 علت صوری : شکل و صوت و نقشه ی موجودات که موجودی از روی ان ساخته می شود  (-----------)

4-                 غلت غایی : ان هدفی که کار برای ان انجام می شود یا موجودی برای ان به وجود می اید  مانند ساختن صندلی که برای نشستن ساخته می شود(--------)

از دیدگاه ارسطو

علت صوری و علت مادی و علت درونی و علت فاعلی و علت غائی از علت های بیرونی یک پدیده به شمار می ایند.

منظور ارسطو از طبیعت جسم:

مراد ارسطو از علت فاعلی معمولا آن علت خارجی است که در حرکت و تغییر اشیاء موثر است در امو طبیعی وتغئیرات در طبیعت که عامل خارجی موثر و مشخص نیست ارسطو این حرکت را یک عامل درونی  نسبت می دهد نام طبیعت شی ء است

پس یک نوع علت فاعلی درونی که به عنوان مبدا حرکت  و سکون در خود اجسام است طبیعت جسم خوانده می شود (--------------------------)

منظور ارسطو از--------- ( یعنی خمیر مایع و ماده ی اولیه یک شی  )

علت مادی در نظر ارسطو چیست و چگونه به مرحله ی خصلت نایل می شود :

وجود بالقوه که در اثر تحول به خصلت می رسد  بنا براین علت مادی در نظر ارسطو در واقع مرحله ی استعداد در یک چیز است که تدریجا باید  دخالت یک علت فاعلی خارجی و یا در اثر طبیعت درونی خود به مرحله ی فعلیت برسد

منظور ارسطو از علت صوری :

علت صوری همان فعلیتی است که شی بالقوه  در مراحل حرکت خود  بدست می اورد

مانند کوزه که همان صورتی است کهخاک رس استعداد بدست اوردن آن را دارد یا مرغ صورتی دارد که تخم مرغ به سوی آن در حرکت است

ارتباط بین ماده ی حصورت از دید گاه ارسطو :

در نظر ارسطو آن چه شدنی است  ماده است و انچه بودنی است  صورت است و ماده و صورت هیچ گاه  از یکدیگر جدا نیستند  ماده و صورت عمورنسبی هستند یعنی یک چیز ممکن است در مقایسه با یک چیز دیگر ماده و قوه باشد و در مقایسه با چیز دیگر صورت----------- مانند تخم مرغی که نسبت به نطفه اولیه صورت است و نسبت به جوجه ماده و نسبت به تخم مرغ صورت است و نسبت به مرغ ماده است.

ارتباط بین طبیعت وعلت صوری:      ارسطوازطبیعت جسم به عنوان یک مبدادرونی برای حرکت وسکون خودشیی تعبیرمی کند دومفهوم نسبی هستند وعلت صوری درمقایسه با طبیعت چنین است طبیعت هر جسم ان صورت نخستین است که جسم را بسوی صورتی ......... می داند و هرگاه ان صورت ........... بازاورا صورتی ................ پیش می بردمثال:‌طبیعت تخممرغ طوری است که ان رابه سوی صورت جوجه وطبیعت جوجه به صورتی است که ان را بصورت مرغ می رساند پس صورت همان طبیعت است انگاه که ان رابه عنوان مبدا حرکت وسکون

 

 

 

 

 

 

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

درس 3فلسفه

درس [3] فلسفه چیست (3):

1.      کوشش فلسفه چیست؟

2.      ویژگی نگاه فلسفی چیست؟

3.      اختلاف و اشتراک اشیاء نسبت به هم در چیست؟

4.      توضیح دهید چه تفاوتی میان کار یک فیلسوف و یک عالِم در بررسی اشیاء وجود دارد؟

5.      هدف فلسفه اولی چیست؟

6.       مهمترین بخش فلسفه را نام برده و آن را تعریف کنید.

7.      مابعد الطّبیعه یا فلسفه اولی را تعریف کنید.

8.      کدام جمله صحیح است:

    الف) فلسفه اولی هر چیزی را از آن جهت که کمّیّت و مقدار دارد مطالعه می‌کند.

    ب) مابعدالطّبیعه هرچیز رااز لحاظ خواصّ مادّه مثل گرمی، سردی، حرکت‌وسکون مطالعه می‌کند.

    ج) فلسفه اولی موجودات را صرفاً از جهت وجود داشتن مورد مطالعه قرار می‌دهد.

9.      فلسفه اولی نام دیگری است بر .......... که پیرامون .......... بحث می‌کند.

10.  دانشی که درپی یافتن احکام و قواعد هستی باشد چه نام دارد؟ یک‌مورد از مسائل آنرا نام ببرید.

11.  موضوع مابعد الطّبیعه یا فلسفه اولی را بنویسید.

12.  چهار مورد از مسائل مابعد الطّبیعه یا فلسفه اولی را نام ببرید.

13.  کدام مورد از مسائل فلسفه اولی نیست؟

     الف) علّت و معلول                           ب) وحدت و کثرت 

     ج) کمّیّت و کیفیّت اشیاء                   د) هستی و چیستی

14.  یکی از مسـائل فلسفه اولی، علّت و معلول است آن‌را بـا ذکر مثـال توضیـح دهید.

     * یک‌مورد از مسائل فلسفه اولی را نام برده و آن‌را بطور مختصر توضیح دهید.

15.  بحث وحدت و کثرت را در فلسفه اولی توضیح دهید.

16.  توضیح دهید مهمترین مصداق فلسفه چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

سؤال‌های تکمیلی درس 3:

1.      فلسفه چیست؟

2.      نگاه فلسفی چه نگاهی است؟ و کوشش فیلسوف برای چیست؟

3.      چه موقع سر و کار ما با یکی از علوم تجربی یا انسانی است؟

4.      علوم مختلف، موجودات را چگونه مورد بررسی قرار می‌دهند؟

5.      چه موقع به سراغ علوم مختلف می‌رویم؟

6.       چه هنگام قدم در عرصه مابعد الطّبیعه می‌گذاریم؟

7.      در عرصه ما بعد الطّبیعه توجّه روی چه موضوعی است؟

8.      بحث «ثابت یا متغیّر بودن هستی» در فلسفه اولی را توضیح دهید.

9.      بحث «وجود و ماهیّت» در فلسفه اولی را توضیح دهید.

10.  اگر در میان موجودات عالم وحدت و کثرت نبود چه اتفاقی رخ می‌داد؟

11.  چه رابطه‌ای میان فلسفـه اولی و فلسـفه به معنای تبیین عقلانی پدیده‌ها وجود دارد؟

12.  فلسفه چه نوع کوششی است؟

13.  حقیقی‌ترین و اصلی‌ترین مبنایی که همه خصوصیّات اشیاء و پدیده‌ها به آن باز می‌گردد چیست؟

14.  عرصه‌ی مطالعه فلسفه اولی را بنویسید.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

منطق

درس پنجم « اقسام تعریف »  منطق

س 1‌: اهمیت تعریف را بیان کنید . ص 26

ج 1 : بخش مهمی از ادراکات مارا تعاریف تشکیل می دهند و از تعریف کردن نمی توان پرهیز نمود . چرا که بخش مهمی از دانش ما پاسخ به چیستی هاست و این پاسخ چیزی جز تعریف نیست . یعنی اگر منظور از سؤال چیستی شیء در مورد یک امر کلی باشد پاسخ بیانگر تعریف است .

س 2 : اقسام تعریف را نام ببرید . ص 27

ج : 1 ـ تعریف به حد ( یعنی بیان صفات ذاتی شیء ) که به دو قسم حد تام و حد ناقص تقسیم می شود

2 ـ تعریف به رسم ( یعنی بیان صفات عرضی شیء ) که به دو قسم رسم تام و رسم ناقص تقسیم می شود .

پس اقسام تعریف عبارتند از : 1 ـ حد تام    2 ـ حد ناقص    3 ـ رسم تام     4 ـ رسم ناقص

س 3 : حد تام را تعریف کنید : ج 3 : از ترکیب جنس قریب + فصل حاصل می شود . مانند : انسان ، حیوان ناطق است .

حیوان ، جسم نامی حساس است ـ جسم ، جوهر سه بعدی است . مثلث ، شکل سه ضلعی است .

جیوه ، فلزی که در دمای محیط مایع است . جسم : جوهر ممتد در جهات سه گانه است .

س 4 : حد ناقص را تعریف کنید . ج : از ترکیب جنس بعید + فصل حاصل می شود . مانند : کمیت سه ضلعی برای مثلث ـ جسم ناطق برای انسان ـ جسم نامی ناطق برای انسان ـ جسم حساس در تعریف حیوان ـ جوهر ناطق در تعریف انسان .

س 5 : رسم تام را تعریف کنید : ج : از ترکیب جنس قریب + عرض خاص حاصل می شود . مانند : حیوان کاتب در تعریف انسان .ـ حیوان هنرمند در تعریف انسان ـ جوهر رنگ پذیر در تعریف جسم ـ حیوان راننده در تعریف انسان ـ حیوان ضاحک در تعریف انسان .

س 6 : رسم ناقص را تعریف کنید . ج : از ترکیب جنس بعید + عرض خاص حاصل می شود .

مانند : انسان جسم کاتب است ـ انسان جسم شاعر است . انسان جسم نامی ضاحک است . انسان جوهر دروغگو است .

نکات قابل توجه در خصوص اقسام تعریف :

1 ـ در اقسام تعریف فصل نشان دهنده‌ی تعریف به حد و عرض نشان دهنده‌ی تعریف به رسم است .

2 ـ اقسام تعریف به ترتیب ارزش و کامل بودن از یک الی چهار تقسیم بندی شده است . و حد تام کاملترین تعریف است .

3 ـ گاهی انسان به جای تعریف یک مفهوم ، آن مفهوم را شرح می دهد و معنا می کند که به آن شرح اسم گویند مثل علم یعنی آگاهی و دانستن .

4 ـ بعضی مفاهیم مثل چیز ـ واحد و . . . قابل تعریف نیستند .

5 ـ نه لازم است و نه ممکن که با مطالعه کردن منطق بتوانیم همه‌ی مفاهیم را به نحو صحیح تعریف کنیم .



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

درس هفتم منطق

بسمه تعالی

درس هفتم منطق ( اقسام قضایای حملی و شرطی )

س 1 : اقسام قضایای حملی را نام برده و توضیح دهید . همراه مثال :

ج : این قضایا در ابتدا به 2 قسم شخصیه و محصوره تقسیم می شوند .

الف ) قضیه حملی شخصیه : قضیه ای که موضوع آن یک شخص یا یک شیء خاص و یا امر جزئی باشد مانند تهران پایتخت ایران است . و اگر چیزی را به اسم جمع بطور یکجا نسبت دهیم باز قضیه شخصیه است یعنی قضیه جمعی مانند : سپاه پاسداران از کشور دفاع می کند . مردم ایران 70 میلیون نفر هستند ـ حواریون عیسی ( ع ) 12 تن بودند ـ دانش‌آموزان این کلاس 38 نفرند . امامان شیعه 12 نفرند .

ب ) قضیه حملی محصوره : اگر موضوع قضیه شخصی یا چیز معینی نباشد و شامل افراد و چیزهای متعددی شود محصوره گویند به عبارت دیگر ، اگر منظور از نسبت دادن چیزی به افراد موضوع باشد و کمیت ( تعداد ) افراد هم مشخص شده باشد یعنی از کلمه‌ی حصار ( محدود ) گرفته شده است . مانند : بعضی انسانها شاعرند ـ هیچ مربعی مثلث نیست ـ هر انسانی ناطق است و . . .

س 2 : اصطلاح « سور قضیه » را تعریف کرده و انها را نام ببرید .

ج 2 : لفظی که کمیت (‌تعداد ) موضوع قضیه محصوره را مشخص کند سورقضیه است . مانند کلماتی از جمله :

هر ، همه ، هر کدام ، بعضی ، برخی ، عده ای ، هیچ ، هیچ کدام ، تمام و . . . که اگر از سور هر و هیچ استفاده شود قضیه کلی است و اگر از سور ، بعضی و مانند آن استفاده شود ، قضیه جزئی است .

س 3 : اقسام قضیه محصوره را با مثال بیان کنید . ( موجبه کلی ، موجبه جزئی ، سالبه کلی ، سالبه جزئی ) .

ج 3 : 1 ـ موجبه کلی : قضیه ای است که سور آن هر و همه و . . . و نسبت آن فعل مثبت باشد مانند هر انسانی فانی است .

2 ـ موجبه جزئی : قضیه ای است که سور آن بعضی ، برخی ، و . . . و نسبت آن فعل مثبت باشد مانند : بعضی انسانها نویسنده هستند .

3 ـ سالبه کلی : قضیه ای است که سور آن هیچ و نسبت آن فعل منفی باشد مانند : هیچ انسانی سنگ نیست .

4 ـ سالبه جزئی : قضیه ای است که سور آن بعضی ، برخی و . . . و نسبت آن فعل منفی باشد . مانند : بعضی انسانها شاعر نیستند .

بنابراین موجبه مطلبی را اثبات می کند و سالبه مطلبی را نفی می کند .س 4 : اقسام قضایای شرطی را با مثال تعریف کنید .

ج 4 : قضیه شرطی بر دو نوع است :        الف ) شرطی متصل

ب ) شرطی منفصل

تعریف قضیه‌ی شرطی متصل : قضیه ای است که در آن به پیوستگی و اتصال یا عدم پیوستگی و اتصال دو نسبت حکم شده است . به عبارت دیگر قضیه ای است که در‌آن حکم شده به بودن یا نبودن نسبتی به شرطی بودن یا نبودن نسبتی دیگر . مانند : اگر خدا را یاری کنید او نیز شما را یاری خواهد کرد .

تعریف قضیه‌ی شرطی منفصل : قضیه ای است که در آن به جدایی و انفصال دو یا چند نسبت حکم شده است . مانند عدد یا زوج است یا فرد .

س 5 : اجزای قضیه‌ی شرطی متصل را با ذکر مثال بیان کنید .

ج 5 : در قضیه‌ی متصل ، جمله ای که با اگر شروع می‌شود . به عبارت دیگر جزء اول را مقدم یا شرط و جزء دوم  را  تالی یا جواب شرط گویند . مانند : اگر آفتاب برآید ، هوا روشن می‌شود .

س 6 : اقسام قضیه شرطی را همراه مثال بیان کرده و توضیح دهید .

ج 6 : قضیه‌ی شرطی منفصل بر سه قسم است :

1 ـ منفصل حقیقی

2 ـ منفصل غیر قابل جمع در صدق ( مانعه الجمع )

3 ـ منفصل غیر قابل جمع در کذب . ( مانعه الرفع ، یا مانعه الخلوّ )

توضیح منفصل حقیقی : اگر در قضیه‌ی شرطی منفصل هم اجتماع نسبت ها و هم ارتفاع نسبت ها محال باشد منفصل حقیقی است .

مانند عالم یا حادث است یا قدیم { یا قدیم اجتماع محال است یعنی عالم نمی تواند هم حادث باشد و هم قدیم باشد . 

                                                   ارتفاع محال است یعنی عالم نمی تواند نه حادث باشد و نه قدیم باشد .

توضیح منفصل مانعه الجمع : اگر در قضیه‌ی شرطی منفصل فقط اجتماع نسبت ها محال باشد ولی ارتفاع آنها جایز باشد یا محال نباشد ، مانعه الجمع است . مثال : این کتاب یا تاریخ است یا فلسفه  اجتماع محال است

ارتفاع جایز است ( حذف )

توضح منفصله مانعه الرفع یا مانعه الخلوّ : یعنی قضیه ای که محال است هر دو طرف آن غلط باشد یعنی منفصل غیر قابل جمع در کذب . البته ممکن است که یک طرف درست و طرف دیگر غلط باشد و یا هر دو طرف درست باشد . ( برعکس مانعه الجمع )  . به این قضیه مانعه الرفع یا مانعه الخلوّ گویند .

مثال : هواپیما یا در آسمان است یا سقوط نمی کند . دانش‌آموز یا باید زرنگ باشد یا منضبط . انسان یا در شب می‌خوابد یا در روز .



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است